پرش به محتوای اصلی
رفیق اصفهانی رفیق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۶۷

نمود چون مه نو رخ ز طرف بام افسوس

ندیدم آن مه بی مهر را تمام افسوس

گرفت جان پی جانان و من بدین حسرت

که بر کدام خورم حیف و بر کدام افسوس

ندیده کام ز شیرین و جان شیرین داد

ز تلخکامی فرهاد تلخکام افسوس

دلم به خار و خس آشیانه خرم بود

نبود آگهیم از نشاط دام افسوس

حلال داشت به حرف رقیب خون مرا

از آن حلال ندانسته از حرام افسوس

گذشت از برم امروز چون پس از عمری

ز بیم غیر نشد فرصت سلام افسوس

به کار نظم همه عمر من گذشت رفیق

نیافت کار من از نظم، انتظام افسوس

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶۹شکر کز انجام خوب و خوبتر ز آغاز خویش
  2. شمارهٔ ۱۷۰ای همه جای تو خوش ای همه اعضای تو خوش
  3. شمارهٔ ۱۷۱دل هر کس به کاری خوش من و عشق نگاری خوش
  4. شمارهٔ ۱۷۲مهی دارم ندیده کس مثالش
  5. شمارهٔ ۱۷۳اگر روزی دهم صد بار جان نادیده دیدارش
  6. شمارهٔ ۱۷۴دلارامی که غافل نیستم یک لحظه از یادش
  7. شمارهٔ ۱۷۵به صورت ماه را گفتم شبی چون روی نیکویش
  8. شمارهٔ ۱۷۶ترا یک بار اگر گیرم در آغوش
همه‌ی غزلیات ←

رفیق اصفهانی درباره‌ی رفیق اصفهانی

محمدحسین معروف به ملا حسین اصفهانی متخلص به رفیق در سال ۱۱۵۰ هجری قمری در اصفهان زاده شد. پدرش سبزی‌فروش بود. وی در اصفهان تحصیلات خود را آغاز نمود و در ادبیات برجسته شد. او در انجمن ادبی مشتاق اصفهانی شرکت داشت و از شاگردان او بود. وی در سال ۱۲۱۲ هجری قمری در اصفهان درگذشت و در نجف به خاک سپرده شد. نظمی تبریزی ماده ت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.