پرش به محتوای اصلی
رفیق اصفهانی رفیق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۶۶

غیر از سگ درش ز کسی حال ما مپرس

احوال آشنا بجز از آشنا مپرس

اسرار عشق را خبر از بلهوس مگیر

از مدعی حقیقت این مدعا مپرس

ما جز زبور عشق کتابی نخوانده ایم

غیر از زبور مهر و محبت ز ما مپرس

شبهای تار و حالت بیمار را ببین

در زلف یار حال دل مبتلا مپرس

دانی اگر چگونه بود تن جدا ز جان

حال مرا ز صحبت جانان جدا مپرس

چندین بهانه چیست پی قتل من اگر

رای تو کشتن است بکش وز خطا مپرس

جان ده به راه عشق به جور و جفا رفیق

وز دلبران شهر طریق وفا مپرس

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶۸گر بهای می ستاند خرقه پیر می‌فروش
  2. شمارهٔ ۱۶۹شکر کز انجام خوب و خوبتر ز آغاز خویش
  3. شمارهٔ ۱۷۰ای همه جای تو خوش ای همه اعضای تو خوش
  4. شمارهٔ ۱۷۱دل هر کس به کاری خوش من و عشق نگاری خوش
  5. شمارهٔ ۱۷۲مهی دارم ندیده کس مثالش
  6. شمارهٔ ۱۷۳اگر روزی دهم صد بار جان نادیده دیدارش
  7. شمارهٔ ۱۷۴دلارامی که غافل نیستم یک لحظه از یادش
  8. شمارهٔ ۱۷۵به صورت ماه را گفتم شبی چون روی نیکویش
همه‌ی غزلیات ←

رفیق اصفهانی درباره‌ی رفیق اصفهانی

محمدحسین معروف به ملا حسین اصفهانی متخلص به رفیق در سال ۱۱۵۰ هجری قمری در اصفهان زاده شد. پدرش سبزی‌فروش بود. وی در اصفهان تحصیلات خود را آغاز نمود و در ادبیات برجسته شد. او در انجمن ادبی مشتاق اصفهانی شرکت داشت و از شاگردان او بود. وی در سال ۱۲۱۲ هجری قمری در اصفهان درگذشت و در نجف به خاک سپرده شد. نظمی تبریزی ماده ت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.