پرش به محتوای اصلی
رفیق اصفهانی رفیق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۷۰

ای همه جای تو خوش ای همه اعضای تو خوش

رخ زیبای تو نیکو قد رعنای تو خوش

سرو خوش باشد و گل لیک نباشد گل و سرو

چون رخ دلکش و چون قد دلارای تو خوش

نیست رخسار گلی چون گل رخسار تو خوب

نیست سیمای مهی چون مه سیمای تو خوش

خوش کن از وصل دل غیر که باشد دل من

به تمنای تو خرم بتولای تو خوش

دایم از شادی ایام دلش ناخوش بود

آنکه روزی دل او بود به غمهای تو خوش

تا گرفتی به دلم جای خوشست از تو دلم

ای غم عشق بود تا به ابد جای تو خوش

شود امروز خوش از لطف تو گر روز رفیق

شود امروز تو یارب خوش و فردای تو خوش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷۲مهی دارم ندیده کس مثالش
  2. شمارهٔ ۱۷۳اگر روزی دهم صد بار جان نادیده دیدارش
  3. شمارهٔ ۱۷۴دلارامی که غافل نیستم یک لحظه از یادش
  4. شمارهٔ ۱۷۵به صورت ماه را گفتم شبی چون روی نیکویش
  5. شمارهٔ ۱۷۶ترا یک بار اگر گیرم در آغوش
  6. شمارهٔ ۱۷۷منم آن عاشق سرگشته که بر خاک درش
  7. شمارهٔ ۱۷۸از عشق تو در ملالتم کاش
  8. شمارهٔ ۱۷۹با ناله و آه همنشین باش
همه‌ی غزلیات ←

رفیق اصفهانی درباره‌ی رفیق اصفهانی

محمدحسین معروف به ملا حسین اصفهانی متخلص به رفیق در سال ۱۱۵۰ هجری قمری در اصفهان زاده شد. پدرش سبزی‌فروش بود. وی در اصفهان تحصیلات خود را آغاز نمود و در ادبیات برجسته شد. او در انجمن ادبی مشتاق اصفهانی شرکت داشت و از شاگردان او بود. وی در سال ۱۲۱۲ هجری قمری در اصفهان درگذشت و در نجف به خاک سپرده شد. نظمی تبریزی ماده ت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.