پرش به محتوای اصلی
رفیق اصفهانی رفیق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۵۷

هر دم ای یار ز تو می کشم آزار دگر

چه کنم نیست به غیر تو مرا یار دگر

جز تو دلدار دگر نیست و گر باشد نیست

دل دیگر که دهم جز تو به دلدار دگر

هست ای یار جفاکار بسی یار اما

همچو من نیست ترا یار وفادار دگر

خوبرویان همه هستند ستمکار ولی

به ستمکاری تو نیست ستمکار دگر

گر بکوی توام ای بار گذر افتد باز

تا بود عمر از آن کو نروم بار دگر

ناصح از عشق مکن منع من زار که هست

کار من عشق و جز این نیست مرا کار دگر

رود از گلشن کوی تو کجا، نیست رفیق

عندلیبی که شود بلبل گلزار دگر

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵۹از جان بهر صد بار اگر گویند جانی ای پسر
  2. شمارهٔ ۱۶۰نمی شوم ز سگ کوی او جدا هرگز
  3. شمارهٔ ۱۶۱روزم سیاه شد ز نگاه کلاه دوز
  4. شمارهٔ ۱۶۲بوده است ترا داغ نگاری نه و هرگز
  5. شمارهٔ ۱۶۳به سینه خون شد و دلدار غافلست هنوز
  6. شمارهٔ ۱۶۴شد سبزه ی خط از لب آن ماه لقاسبز
  7. شمارهٔ ۱۶۵گر دهد بلبل ز شوق روی گل جان در قفس
  8. شمارهٔ ۱۶۶غیر از سگ درش ز کسی حال ما مپرس
همه‌ی غزلیات ←

رفیق اصفهانی درباره‌ی رفیق اصفهانی

محمدحسین معروف به ملا حسین اصفهانی متخلص به رفیق در سال ۱۱۵۰ هجری قمری در اصفهان زاده شد. پدرش سبزی‌فروش بود. وی در اصفهان تحصیلات خود را آغاز نمود و در ادبیات برجسته شد. او در انجمن ادبی مشتاق اصفهانی شرکت داشت و از شاگردان او بود. وی در سال ۱۲۱۲ هجری قمری در اصفهان درگذشت و در نجف به خاک سپرده شد. نظمی تبریزی ماده ت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.