پرش به محتوای اصلی
رفیق اصفهانی رفیق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۲

خوشا بادی که با آن باد گرد کوی یار آید

خوشا گردی که از دنبال گرد آن شهسوار آید

بهار مردم آن باشد که سرو و گل به بار آید

بهار عاشقان کان سرو قد گلعذار آید

به بالین من آمد یار و رفت و برنیامد جان

نیامد چون به کار او ز جان زین پس چه کار آید

نیامد یار دوش و غیر آمد بخت آنم کو

که امشب بر خلاف دوش ناید غیر و یار آید

گلت از هم شگفت ایام نیکوئی غنیمت دان

نه آن باغی است این کز پی خزانش را بهار آید

چه حالست اینکه هر گه من روم نومید برگردم

بکوی آنکه دایم مدعی امیدوار آید

نیامد چون رفیق ای سرو گلرخ خوشنوا مرغی

درین گلشن اگر قمری صد و بلبل هزار آید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۴بی وفائی که علاج دل پرخونم کرد
  2. شمارهٔ ۱۴۵بهار آمد و یار کسی نمی‌آید
  3. شمارهٔ ۱۴۶آن که لطفش گره از خاطر ما بگشاید
  4. شمارهٔ ۱۴۷در نیکوئی آفت جهان شد
  5. شمارهٔ ۱۴۸غمین عشق غم روزگار کم دارد
  6. شمارهٔ ۱۴۹جلوه که آن تازه جوان می کند
  7. شمارهٔ ۱۵۰نهادم بهر شرح شوق هر گه خامه بر کاغذ
  8. شمارهٔ ۱۵۱دل به نازی برد از من باز طناز دگر
همه‌ی غزلیات ←

رفیق اصفهانی درباره‌ی رفیق اصفهانی

محمدحسین معروف به ملا حسین اصفهانی متخلص به رفیق در سال ۱۱۵۰ هجری قمری در اصفهان زاده شد. پدرش سبزی‌فروش بود. وی در اصفهان تحصیلات خود را آغاز نمود و در ادبیات برجسته شد. او در انجمن ادبی مشتاق اصفهانی شرکت داشت و از شاگردان او بود. وی در سال ۱۲۱۲ هجری قمری در اصفهان درگذشت و در نجف به خاک سپرده شد. نظمی تبریزی ماده ت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.