پرش به محتوای اصلی
رفیق اصفهانی رفیق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۸

شاد باد آنکه ز ناشادی من یاد نکرد

شد ز ناشادی من شاد و مرا شاد نکرد

ناله ی من اثری در دل صیاد نکرد

پر و بالم نگشود از قفس آزاد نکرد

آه از آن شوخ که صد کشور آباد به جور

کرد ویرانه و ویرانه ای آباد نکرد

شاه بیدادگر من به گدایی هرگز

وعده ی داد نفرمود که بیداد نکرد

ای بسا مرغ دل و طایر جان کان صیاد

در قفس کرد و یکی از قفس آزاد نکرد

دید چون حسن تو و عشق من آنکو همه عمر

جز ز شیرین و ز فرهاد ز کس یاد نکرد

پس از آن چشم به نقش رخ شیرین نگشود

بعد از آن ، گوش به افسانه ی فرهاد نکرد

غیر تو حور لقا جز تو پریزاد رفیق

مایل حور نشد میل پریزاد نکرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۰ز ما ترک سهی‌قدان رعنا برنمی‌آید
  2. شمارهٔ ۱۴۱گر مصور مه من نقش تو دلخواه کشد
  3. شمارهٔ ۱۴۲خوشا بادی که با آن باد گرد کوی یار آید
  4. شمارهٔ ۱۴۳نمی‌گویم ترا مهر و وفا اصلا نمی‌باشد
  5. شمارهٔ ۱۴۴بی وفائی که علاج دل پرخونم کرد
  6. شمارهٔ ۱۴۵بهار آمد و یار کسی نمی‌آید
  7. شمارهٔ ۱۴۶آن که لطفش گره از خاطر ما بگشاید
  8. شمارهٔ ۱۴۷در نیکوئی آفت جهان شد
همه‌ی غزلیات ←

رفیق اصفهانی درباره‌ی رفیق اصفهانی

محمدحسین معروف به ملا حسین اصفهانی متخلص به رفیق در سال ۱۱۵۰ هجری قمری در اصفهان زاده شد. پدرش سبزی‌فروش بود. وی در اصفهان تحصیلات خود را آغاز نمود و در ادبیات برجسته شد. او در انجمن ادبی مشتاق اصفهانی شرکت داشت و از شاگردان او بود. وی در سال ۱۲۱۲ هجری قمری در اصفهان درگذشت و در نجف به خاک سپرده شد. نظمی تبریزی ماده ت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.