پرش به محتوای اصلی
رفیق اصفهانی رفیق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۰

گل به گلشن زان گل رخسار یادم می دهد

غنچه زان لبهای خوش گفتار یادم می دهد

پیش من تعریف سرو و گل به خوبی باغبان

چون کند زان سرو گلرخسار یادم می دهد

لطف یارم می کند آگاه از جور رقیب

راحت گل از جفای خار یادم می دهد

چو ز جانان یادم آید گر بیاساید دمی

از غم این دل که او دلدار یادم می دهد (؟ )

چون رود از یاد من تا این دل افگارباز

چشم خونبار از دل افگار یادم می دهد

می دهد یادم به عشق یار ناصح صبر و من

می کنم کم گوش و او بسیار یادم می دهد

از بهشت و حور چون گوید سخن زاهد رفیق

بی تکلف از دیار و یار یادم می دهد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۲چکنم که باز آمد شب و یار من نیامد
  2. شمارهٔ ۱۳۳گر از دل و جان صبر و سکون شد شده باشد
  3. شمارهٔ ۱۳۴دایم به تو این گرمی بازار نماند
  4. شمارهٔ ۱۳۵ندانستی گرم شاد از نگاه گاه گاه خود
  5. شمارهٔ ۱۳۶آنکه ما را شیوهٔ تعلیم جز یاری نداد
  6. شمارهٔ ۱۳۷قاتل من ترک قتل بی گناهی هم نکرد
  7. شمارهٔ ۱۳۸شاد باد آنکه ز ناشادی من یاد نکرد
  8. شمارهٔ ۱۳۹لب تشنه ایم افغان زان نوش لب که دارد
همه‌ی غزلیات ←

رفیق اصفهانی درباره‌ی رفیق اصفهانی

محمدحسین معروف به ملا حسین اصفهانی متخلص به رفیق در سال ۱۱۵۰ هجری قمری در اصفهان زاده شد. پدرش سبزی‌فروش بود. وی در اصفهان تحصیلات خود را آغاز نمود و در ادبیات برجسته شد. او در انجمن ادبی مشتاق اصفهانی شرکت داشت و از شاگردان او بود. وی در سال ۱۲۱۲ هجری قمری در اصفهان درگذشت و در نجف به خاک سپرده شد. نظمی تبریزی ماده ت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.