پرش به محتوای اصلی
رفیق اصفهانی رفیق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۶

هر که را یاد تو در دل نفسی می آید

کی دگر در دل او یاد کسی می آید

آه از آن آتش سوزان که چنین گرم عنان

از پی سوختن مشت خسی می آید

بخت بد بین که مرا می کشد آن مه کو را

کار صد خضر و مسیح از نفسی می آید

گر به یک شعبده بردی دل او نیست عجب

که چنین شعبده ها از تو بسی می آید

شیوه ی عشق ندانند رقیبان آری

کار پروانه کجا از مگسی می آید

یاد تو تا به دلم جای گرفته است رفیق

ناکسم گر به دلم یاد کسی می آید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۸خوش آنکه مرا کشته به میدان تو یابند
  2. شمارهٔ ۱۲۹شاه من با خیل خوبان چون ز راهی بگذرد
  3. شمارهٔ ۱۳۰گل به گلشن زان گل رخسار یادم می دهد
  4. شمارهٔ ۱۳۱گلعذاران نگار من نگرید
  5. شمارهٔ ۱۳۲چکنم که باز آمد شب و یار من نیامد
  6. شمارهٔ ۱۳۳گر از دل و جان صبر و سکون شد شده باشد
  7. شمارهٔ ۱۳۴دایم به تو این گرمی بازار نماند
  8. شمارهٔ ۱۳۵ندانستی گرم شاد از نگاه گاه گاه خود
همه‌ی غزلیات ←

رفیق اصفهانی درباره‌ی رفیق اصفهانی

محمدحسین معروف به ملا حسین اصفهانی متخلص به رفیق در سال ۱۱۵۰ هجری قمری در اصفهان زاده شد. پدرش سبزی‌فروش بود. وی در اصفهان تحصیلات خود را آغاز نمود و در ادبیات برجسته شد. او در انجمن ادبی مشتاق اصفهانی شرکت داشت و از شاگردان او بود. وی در سال ۱۲۱۲ هجری قمری در اصفهان درگذشت و در نجف به خاک سپرده شد. نظمی تبریزی ماده ت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.