پرش به محتوای اصلی
رفیق اصفهانی رفیق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۲

نه ضعف تن ز جانم سیر دارد

غم آن نو جوانم پیر دارد

نوید کشتنم دی داد، امروز

نمی دانم چرا تاخیر دارد

چونی از خود تهی گشتم به دل‌ها

چونی زان ناله ام تاثیر دارد

به قصد جان من آن چشم و ابرو

یکی تیر و یکی شمشیر دارد

رخ ماه من و رخساره ی ماه

زمین تا آسمان توفیر دارد

کسی را کش تو میری کی به عالم

سر و برگ بت کشمیر دارد

رفیق آماده ی هند است اما

صفاهان خاک دامنگیر دارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۴گر نسوزد دل دلدار به من جا دارد
  2. شمارهٔ ۱۲۵گر چنین دلبر من آفت جان خواهد شد
  3. شمارهٔ ۱۲۶هر که را یاد تو در دل نفسی می آید
  4. شمارهٔ ۱۲۷گر جهان از ماه تا ماهی از آن من شود
  5. شمارهٔ ۱۲۸خوش آنکه مرا کشته به میدان تو یابند
  6. شمارهٔ ۱۲۹شاه من با خیل خوبان چون ز راهی بگذرد
  7. شمارهٔ ۱۳۰گل به گلشن زان گل رخسار یادم می دهد
  8. شمارهٔ ۱۳۱گلعذاران نگار من نگرید
همه‌ی غزلیات ←

رفیق اصفهانی درباره‌ی رفیق اصفهانی

محمدحسین معروف به ملا حسین اصفهانی متخلص به رفیق در سال ۱۱۵۰ هجری قمری در اصفهان زاده شد. پدرش سبزی‌فروش بود. وی در اصفهان تحصیلات خود را آغاز نمود و در ادبیات برجسته شد. او در انجمن ادبی مشتاق اصفهانی شرکت داشت و از شاگردان او بود. وی در سال ۱۲۱۲ هجری قمری در اصفهان درگذشت و در نجف به خاک سپرده شد. نظمی تبریزی ماده ت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.