پرش به محتوای اصلی
رفیق اصفهانی رفیق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۱

این ماه که جا به بام دارد

رویی چو مه تمام دارد

من نام ندانمش بگوئید

کاین ماه لقا چه نام دارد

از منظر دیده گرچه دور است

در خلوت دل مقام دارد

چون قامت او کجا بود سرو

نه جلوه و نه خرام دارد

سودای وصال می پزد دل

بیچاره خیال خام دارد

گر بنده سگ توام چرا غیر

در این سر کو مقام دارد

احوال رفیق می توان یافت

زین سوز که در کلام دارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۳لعل جانان یارب از جان ساختند
  2. شمارهٔ ۱۲۴گر نسوزد دل دلدار به من جا دارد
  3. شمارهٔ ۱۲۵گر چنین دلبر من آفت جان خواهد شد
  4. شمارهٔ ۱۲۶هر که را یاد تو در دل نفسی می آید
  5. شمارهٔ ۱۲۷گر جهان از ماه تا ماهی از آن من شود
  6. شمارهٔ ۱۲۸خوش آنکه مرا کشته به میدان تو یابند
  7. شمارهٔ ۱۲۹شاه من با خیل خوبان چون ز راهی بگذرد
  8. شمارهٔ ۱۳۰گل به گلشن زان گل رخسار یادم می دهد
همه‌ی غزلیات ←

رفیق اصفهانی درباره‌ی رفیق اصفهانی

محمدحسین معروف به ملا حسین اصفهانی متخلص به رفیق در سال ۱۱۵۰ هجری قمری در اصفهان زاده شد. پدرش سبزی‌فروش بود. وی در اصفهان تحصیلات خود را آغاز نمود و در ادبیات برجسته شد. او در انجمن ادبی مشتاق اصفهانی شرکت داشت و از شاگردان او بود. وی در سال ۱۲۱۲ هجری قمری در اصفهان درگذشت و در نجف به خاک سپرده شد. نظمی تبریزی ماده ت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.