پرش به محتوای اصلی
رفیق اصفهانی رفیق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۰

گفتم آن لعل لب از شیره جان ساخته‌اند

گفت نه جان تو شیرین‌تر از آن ساخته‌اند

هست هر عضو تو از عضو دگر شیرین‌تر

مگر اعضای تو از شیرهٔ جان ساخته‌اند

نالد از درد به تن هر رگ من پنداری

بند بندم چو نی از بهر فغان ساخته‌اند

به هوای گل رخسار تو چون ابر مراد

از سر هر مژه خونابه روان ساخته‌اند

راز عشقی که نهان داشتم از خلق رفیق

اشک گلگون و رخ زرد عیان ساخته‌اند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۲نه ضعف تن ز جانم سیر دارد
  2. شمارهٔ ۱۲۳لعل جانان یارب از جان ساختند
  3. شمارهٔ ۱۲۴گر نسوزد دل دلدار به من جا دارد
  4. شمارهٔ ۱۲۵گر چنین دلبر من آفت جان خواهد شد
  5. شمارهٔ ۱۲۶هر که را یاد تو در دل نفسی می آید
  6. شمارهٔ ۱۲۷گر جهان از ماه تا ماهی از آن من شود
  7. شمارهٔ ۱۲۸خوش آنکه مرا کشته به میدان تو یابند
  8. شمارهٔ ۱۲۹شاه من با خیل خوبان چون ز راهی بگذرد
همه‌ی غزلیات ←

رفیق اصفهانی درباره‌ی رفیق اصفهانی

محمدحسین معروف به ملا حسین اصفهانی متخلص به رفیق در سال ۱۱۵۰ هجری قمری در اصفهان زاده شد. پدرش سبزی‌فروش بود. وی در اصفهان تحصیلات خود را آغاز نمود و در ادبیات برجسته شد. او در انجمن ادبی مشتاق اصفهانی شرکت داشت و از شاگردان او بود. وی در سال ۱۲۱۲ هجری قمری در اصفهان درگذشت و در نجف به خاک سپرده شد. نظمی تبریزی ماده ت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.