فهرست اشعار
- شمارهٔ ۱ بُوَد که درگذرند از گناهکاریِ ما
- شمارهٔ ۲ به سر دارم هوای سجده خاک آستانی را
- شمارهٔ ۳ رخت ای ماهرخ، ماهست، ماه دلفریب اما
- شمارهٔ ۴ اگر بودی اثر فریاد ما را
- شمارهٔ ۵ با غیر دیدم آن صنم سیم ساق را
- شمارهٔ ۶ شب هجران همه دیدند یاران حال زارم را
- شمارهٔ ۷ ای روی نکرده سوی دلها
- شمارهٔ ۸ کجا میل گلستان است ما را
- شمارهٔ ۹ جفاکاری، چه می دانی تو یارا
- شمارهٔ ۱۰ ای دلبری کز دلبران همتا نمیبینم تو را
- شمارهٔ ۱۱ برد آن نامسلمان گر دل و جان اینچنین ما را
- شمارهٔ ۱۲ هستم ز کوی آن بت گل پیرهن جدا
- شمارهٔ ۱۳ تا کی خبر ز روز سفر می دهی مرا
- شمارهٔ ۱۴ راضیم هر چه می داری به این خواری مرا
- شمارهٔ ۱۵ از بهر یار دیده به کار است بس مرا
- شمارهٔ ۱۶ از آن مژگان تر جاروب کردم آستانش را
- شمارهٔ ۱۷ حیف از تو ای پری که شوی یار با رقیب
- شمارهٔ ۱۸ تا ماه رسیده آهم امشب
- شمارهٔ ۱۹ اهل وطن بهم همه یارند و من غریب
- شمارهٔ ۲۰ ای به زیبائی رخت چون آفتاب
- شمارهٔ ۲۱ بود اگر با قد موزون آفتاب
- شمارهٔ ۲۲ گر نیست به یاران ز وفا یار، مصاحب
- شمارهٔ ۲۳ آن را که نیست آگهی اصلا ز سر غیب
- شمارهٔ ۲۴ در موسمی که خیمه زند در چمن سحاب
- شمارهٔ ۲۵ طغیان چو کرد عشق به دل فکر خانه نیست
- شمارهٔ ۲۶ گلستان خرم است و گل ببار است
- شمارهٔ ۲۷ نگار من عجب زیبا نگاری است
- شمارهٔ ۲۸ نگار من چو تو زیبا نگار بسیار است
- شمارهٔ ۲۹ مر مکش که ترا می کنند خلق ملامت
- شمارهٔ ۳۰ تو را میخانه ای بت تا مقام است
- شمارهٔ ۳۱ از هر رهی که دیده ام آن مه گذشته است
- شمارهٔ ۳۲ نه ماه من ز پری رسم دلبری آموخت
- شمارهٔ ۳۳ این چین فکنده در جبین کیست
- شمارهٔ ۳۴ بعد عمری کاری پسر می بینمت
- شمارهٔ ۳۵ مرا تا جان بجسم ناتوان است
- شمارهٔ ۳۶ به من هر کار آن پرکار کرده است
- شمارهٔ ۳۷ به تن تا جان غم فرسود من هست
- شمارهٔ ۳۸ گر رفت جان و جسمم شد خاک آستانت
- شمارهٔ ۳۹ درد من از تو دوا گشت؟ نگشت
- شمارهٔ ۴۰ با آنکه وفادارتر از من دگری نیست
- شمارهٔ ۴۱ تا دست می دهد می و معشوق می پرست
- شمارهٔ ۴۲ همین نه در دل من صبر، دلستان نگذاشت
- شمارهٔ ۴۳ عاشق مگو که عاقل و فرزانه خوشتر است
- شمارهٔ ۴۴ یار اگر بیگانه از اغیار باشد خوشتر است
- شمارهٔ ۴۵ چشم من، پنهان ز چشم مردمان میخواهمت
- شمارهٔ ۴۶ زاهد به جرم مستی عشقم، شتاب چیست
- شمارهٔ ۴۷ جانم ز تن درآمد و در سر هوای تست
- شمارهٔ ۴۸ تو گر خون ریزیم ممنونم ای دوست
- شمارهٔ ۴۹ بود هر درد را درمان شکی نیست
- شمارهٔ ۵۰ بی قرارم از فراق یار یار من کجاست
- شمارهٔ ۵۱ جز جفاکار تو با من ز جفا کاری نیست
- شمارهٔ ۵۲ صد جفا بر دلم از یار جفاکاری هست
- شمارهٔ ۵۳ به جان و دل مرا پیوند از آن است
- شمارهٔ ۵۴ آنکه از عار به یاران نشود یار اینست
- شمارهٔ ۵۵ آن را که به کف سیمی و در دست زری نیست
- شمارهٔ ۵۶ ز خلق تا اثر و از جهان نشانی هست
- شمارهٔ ۵۷ نه روی گل چو روی دل آرای دلبر است
- شمارهٔ ۵۸ منم که مهرهٔ بخت مرا گشادی نیست
- شمارهٔ ۵۹ برده دل از من پریرویی نمیگویم که کیست
- شمارهٔ ۶۰ کسی چون تو بلا هرگز ندیده است
متن اشعار به نقل از گنجور.