پرش به محتوای اصلی
رفیق اصفهانی رفیق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۴۸

تو گر خون ریزیم ممنونم ای دوست

مگو تا غیر ریزد خونم ای دوست

مرا هم بر سر کویت سگی دان

مکن از کوی خود بیرونم ای دوست

به حسن از لیلی افزونی تو و من

به عشق افزون تر از مجنونم ای دوست

شود هر روز افزون تر به عشقت

غم آن حسن روزافزونم ای دوست

تو تا از لطف با من مهربانی

چه غم از کینه ی گردونم ای دوست

مده جام می گلگون به دستم

که مست آن لب می گونم ای دوست

چه می گوئی رفیق از هجر چونی

چه می گویم ز هجرت چونم ای دوست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۰بی قرارم از فراق یار یار من کجاست
  2. شمارهٔ ۵۱جز جفاکار تو با من ز جفا کاری نیست
  3. شمارهٔ ۵۲صد جفا بر دلم از یار جفاکاری هست
  4. شمارهٔ ۵۳به جان و دل مرا پیوند از آن است
  5. شمارهٔ ۵۴آنکه از عار به یاران نشود یار اینست
  6. شمارهٔ ۵۵آن را که به کف سیمی و در دست زری نیست
  7. شمارهٔ ۵۶ز خلق تا اثر و از جهان نشانی هست
  8. شمارهٔ ۵۷نه روی گل چو روی دل آرای دلبر است
همه‌ی غزلیات ←

رفیق اصفهانی درباره‌ی رفیق اصفهانی

محمدحسین معروف به ملا حسین اصفهانی متخلص به رفیق در سال ۱۱۵۰ هجری قمری در اصفهان زاده شد. پدرش سبزی‌فروش بود. وی در اصفهان تحصیلات خود را آغاز نمود و در ادبیات برجسته شد. او در انجمن ادبی مشتاق اصفهانی شرکت داشت و از شاگردان او بود. وی در سال ۱۲۱۲ هجری قمری در اصفهان درگذشت و در نجف به خاک سپرده شد. نظمی تبریزی ماده ت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.