پرش به محتوای اصلی
رفیق اصفهانی رفیق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۳

به جان و دل مرا پیوند از آن است

که دردت در دل و داغت به جان است

چنان در عاشقی افسانه گشتم

که از من هر طرف صد داستان است

به عاشقان زان دو لب یک بوسه جانا

به صد جان گر فروشی رایگان است

من و او را همین نام و نشان بس

که من نامم و او بی نشان است

رفیق از هجر آن نامهربان ماه

همه شب کار من آه و فغان است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۵آن را که به کف سیمی و در دست زری نیست
  2. شمارهٔ ۵۶ز خلق تا اثر و از جهان نشانی هست
  3. شمارهٔ ۵۷نه روی گل چو روی دل آرای دلبر است
  4. شمارهٔ ۵۸منم که مهرهٔ بخت مرا گشادی نیست
  5. شمارهٔ ۵۹برده دل از من پری‌رویی نمی‌گویم که کیست
  6. شمارهٔ ۶۰کسی چون تو بلا هرگز ندیده است
  7. شمارهٔ ۶۱دیدن آن سرو نازم آرزوست
  8. شمارهٔ ۶۲کار من مهر تو و پیشه تو کین منست
همه‌ی غزلیات ←

رفیق اصفهانی درباره‌ی رفیق اصفهانی

محمدحسین معروف به ملا حسین اصفهانی متخلص به رفیق در سال ۱۱۵۰ هجری قمری در اصفهان زاده شد. پدرش سبزی‌فروش بود. وی در اصفهان تحصیلات خود را آغاز نمود و در ادبیات برجسته شد. او در انجمن ادبی مشتاق اصفهانی شرکت داشت و از شاگردان او بود. وی در سال ۱۲۱۲ هجری قمری در اصفهان درگذشت و در نجف به خاک سپرده شد. نظمی تبریزی ماده ت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.