پرش به محتوای اصلی
رفیق اصفهانی رفیق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۶۰

کسی چون تو بلا هرگز ندیده است

چو من کس مبتلا هرگز ندیده است

من لب تشنه زان لب هر چه دیدم

خضر ز آب بقا هرگز ندیده است

دلم آن دیده است از جذبه ی عشق

که کاه از کهربا هرگز ندیده است

من آن بسیار از جان ناامیدم

که درد من دوا هرگز ندیده است

جفا را دیدم از اغیار و یارم

بسویم از وفا هرگز ندیده است

نگاهم می کند ز آن سان که گوئی

مرا در هیچ جا هرگز ندیده است

رفیق از خار خار دل چه گویم

که او خاری به پا هرگز ندیده است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۲کار من مهر تو و پیشه تو کین منست
  2. شمارهٔ ۶۳با کوی یار روضه ی دارالقرار چیست
  3. شمارهٔ ۶۴بهر تو مرا پیشکشی جز دل و جان نیست
  4. شمارهٔ ۶۵بیمار درد را که دوا درد دیگر است
  5. شمارهٔ ۶۶فصل گل شد، سیر باغ و بوستانم آرزوست
  6. شمارهٔ ۶۷ماهی تو و جات طرف بامت
  7. شمارهٔ ۶۸دریغ یار عزیزم که از وفا عاری است
  8. شمارهٔ ۶۹چنان گشته کامم ز ایام تلخ
همه‌ی غزلیات ←

رفیق اصفهانی درباره‌ی رفیق اصفهانی

محمدحسین معروف به ملا حسین اصفهانی متخلص به رفیق در سال ۱۱۵۰ هجری قمری در اصفهان زاده شد. پدرش سبزی‌فروش بود. وی در اصفهان تحصیلات خود را آغاز نمود و در ادبیات برجسته شد. او در انجمن ادبی مشتاق اصفهانی شرکت داشت و از شاگردان او بود. وی در سال ۱۲۱۲ هجری قمری در اصفهان درگذشت و در نجف به خاک سپرده شد. نظمی تبریزی ماده ت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.