پرش به محتوای اصلی
رفیق اصفهانی رفیق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۶۲

کار من مهر تو و پیشه تو کین منست

کین من رسم تو و مهر تو آئین منست

تا مرا هست وفا پیشه، ترا هست جفا

تا ترا هست جفا کیش، وفا دین منست

شادی من غم و اندوه دل خرم تست

غم تو عیش و نشاط دل غمگین منست

آنکه تشویش ندانسته، دل ساکن تو

وانکه تسکین نشناسد، دل مسکین منست

زان ننالم ز غم درد که درد غم تو

باعث صبر من و موجب تسکین منست

روی نیکوی تو روزی که نبینم آن روز

تیره عالم همه بر چشم جهان بین منست

نیست از سوز نهانم کسی آگاه رفیق

مگر آن شمع که شب بر سر بالین منست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۴بهر تو مرا پیشکشی جز دل و جان نیست
  2. شمارهٔ ۶۵بیمار درد را که دوا درد دیگر است
  3. شمارهٔ ۶۶فصل گل شد، سیر باغ و بوستانم آرزوست
  4. شمارهٔ ۶۷ماهی تو و جات طرف بامت
  5. شمارهٔ ۶۸دریغ یار عزیزم که از وفا عاری است
  6. شمارهٔ ۶۹چنان گشته کامم ز ایام تلخ
  7. شمارهٔ ۷۰کی به حسن آن که پریچهره و مهوش باشد
  8. شمارهٔ ۷۱چه باشد گر ترا ویرانه ی من خانه ای باشد
همه‌ی غزلیات ←

رفیق اصفهانی درباره‌ی رفیق اصفهانی

محمدحسین معروف به ملا حسین اصفهانی متخلص به رفیق در سال ۱۱۵۰ هجری قمری در اصفهان زاده شد. پدرش سبزی‌فروش بود. وی در اصفهان تحصیلات خود را آغاز نمود و در ادبیات برجسته شد. او در انجمن ادبی مشتاق اصفهانی شرکت داشت و از شاگردان او بود. وی در سال ۱۲۱۲ هجری قمری در اصفهان درگذشت و در نجف به خاک سپرده شد. نظمی تبریزی ماده ت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.