پرش به محتوای اصلی
رفیق اصفهانی رفیق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۶۵

بیمار درد را که دوا درد دیگر است

هر ساعتش ز درد رخ زرد دیگر است

در کشوری که عشق بود خورد و خواب نیست

ور نیز هست، خواب دگر خورد دیگر است

آنم که هر دمم به غم آباد جان و دل

از کاروان درد، رهاورد دیگر است

گر نیستش به غیر سر آشتی دگر

هر لحظه با منش ز چه ناورد دیگر است

مردانه بگذر از سر دنیا که این عجوز

هر روز در حباله ی نامرد دیگر است

دیدم تمام دفتر شعر ترا رفیق

هر فرد این کتاب به از فرد دیگر است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۷ماهی تو و جات طرف بامت
  2. شمارهٔ ۶۸دریغ یار عزیزم که از وفا عاری است
  3. شمارهٔ ۶۹چنان گشته کامم ز ایام تلخ
  4. شمارهٔ ۷۰کی به حسن آن که پریچهره و مهوش باشد
  5. شمارهٔ ۷۱چه باشد گر ترا ویرانه ی من خانه ای باشد
  6. شمارهٔ ۷۲مرا در جسم تا جان آفریدند
  7. شمارهٔ ۷۳هر کس به ره وفا نشیند
  8. شمارهٔ ۷۴دلدار من به زاری اگر یار من شود
همه‌ی غزلیات ←

رفیق اصفهانی درباره‌ی رفیق اصفهانی

محمدحسین معروف به ملا حسین اصفهانی متخلص به رفیق در سال ۱۱۵۰ هجری قمری در اصفهان زاده شد. پدرش سبزی‌فروش بود. وی در اصفهان تحصیلات خود را آغاز نمود و در ادبیات برجسته شد. او در انجمن ادبی مشتاق اصفهانی شرکت داشت و از شاگردان او بود. وی در سال ۱۲۱۲ هجری قمری در اصفهان درگذشت و در نجف به خاک سپرده شد. نظمی تبریزی ماده ت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.