پرش به محتوای اصلی
رفیق اصفهانی رفیق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۶۶

فصل گل شد، سیر باغ و بوستانم آرزوست

سیر باغ و بوستان با دوستانم آرزوست

الفت پیر کهن بانو جوان خوش دولتی است

پیرم و این دولت از بخت جوانم آرزوست

تا کنم فارغ ز حرف این و آن شرب مدام

خانه ی دربسته در کوی مغانم آرزوست

با می و میخانه، بی انصاف و کافر نعمتم

گر بگویم کوثر و باغ جنانم آرزوست

آرزوی رویش از دل کم نمی گردد مرا

گر دمی صد بار می بینم همانم آرزوست

چون ننالم زین تغابن من که با این نیم جان

یک جهان جان بهر آن جان جهانم آرزوست

دل فسرد از وضع یاران صفاهانم رفیق

چند روزی سیر آذربایجانم آرزوست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۸دریغ یار عزیزم که از وفا عاری است
  2. شمارهٔ ۶۹چنان گشته کامم ز ایام تلخ
  3. شمارهٔ ۷۰کی به حسن آن که پریچهره و مهوش باشد
  4. شمارهٔ ۷۱چه باشد گر ترا ویرانه ی من خانه ای باشد
  5. شمارهٔ ۷۲مرا در جسم تا جان آفریدند
  6. شمارهٔ ۷۳هر کس به ره وفا نشیند
  7. شمارهٔ ۷۴دلدار من به زاری اگر یار من شود
  8. شمارهٔ ۷۵با غیر یار ترسم اگر یار من شود
همه‌ی غزلیات ←

رفیق اصفهانی درباره‌ی رفیق اصفهانی

محمدحسین معروف به ملا حسین اصفهانی متخلص به رفیق در سال ۱۱۵۰ هجری قمری در اصفهان زاده شد. پدرش سبزی‌فروش بود. وی در اصفهان تحصیلات خود را آغاز نمود و در ادبیات برجسته شد. او در انجمن ادبی مشتاق اصفهانی شرکت داشت و از شاگردان او بود. وی در سال ۱۲۱۲ هجری قمری در اصفهان درگذشت و در نجف به خاک سپرده شد. نظمی تبریزی ماده ت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.