پرش به محتوای اصلی
رفیق اصفهانی رفیق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۶۸

دریغ یار عزیزم که از وفا عاری است

تمام دلبری و ناتمام دلداری است

مکن به زاری ما گوش و داد جور بده

که حسن ما و تو در زاری و دلازاریست

رقیب با سگ او یار شد فغان که مرا

گذار از آن سر کو بعد از این بدشواریست

به عشق کوش که کارآزمودگان گویند

که کار دهر بجز عشق جمله بیگاریست

وصال او که شهان راست آرزو در خواب

زهی طمع که گدا را هوس به بیداریست

ز دوش بار علایق بنه که سالک را

بهین تهیه سیر و سفر سبکباریست

رفیق شکوه ز بیماریم پر است اما

نه آنقدر که شکایت ز بی پرستاریست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۰کی به حسن آن که پریچهره و مهوش باشد
  2. شمارهٔ ۷۱چه باشد گر ترا ویرانه ی من خانه ای باشد
  3. شمارهٔ ۷۲مرا در جسم تا جان آفریدند
  4. شمارهٔ ۷۳هر کس به ره وفا نشیند
  5. شمارهٔ ۷۴دلدار من به زاری اگر یار من شود
  6. شمارهٔ ۷۵با غیر یار ترسم اگر یار من شود
  7. شمارهٔ ۷۶نه خود با من جفا آن بی وفا کرد
  8. شمارهٔ ۷۷چه می در جام من پیر مغان کرد
همه‌ی غزلیات ←

رفیق اصفهانی درباره‌ی رفیق اصفهانی

محمدحسین معروف به ملا حسین اصفهانی متخلص به رفیق در سال ۱۱۵۰ هجری قمری در اصفهان زاده شد. پدرش سبزی‌فروش بود. وی در اصفهان تحصیلات خود را آغاز نمود و در ادبیات برجسته شد. او در انجمن ادبی مشتاق اصفهانی شرکت داشت و از شاگردان او بود. وی در سال ۱۲۱۲ هجری قمری در اصفهان درگذشت و در نجف به خاک سپرده شد. نظمی تبریزی ماده ت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.