پرش به محتوای اصلی
رفیق اصفهانی رفیق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۷۴

دلدار من به زاری اگر یار من شود

کار جهان به کام دل زار من شود

داند که کیست باعث آشفتگی مرا

آشفته ای که شیفته ی یار من شود

ابر بهار، گریه ی من گر به کوی تو

بیند خجل ز دیده ی خونبار من شود

بسیار شد غم من و ترسم که غیر، شاد

از شادی کم و غم بسیار من شود

در بیع من به غیر زیان هیچ سود نیست

بی سود خواجه کو که خریدار من شود

هر شب چراغ محفل اغیار شد، نشد

یک شب رفیق شمع شب تار من شود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۶نه خود با من جفا آن بی وفا کرد
  2. شمارهٔ ۷۷چه می در جام من پیر مغان کرد
  3. شمارهٔ ۷۸به من یارم سر یاری ندارد
  4. شمارهٔ ۷۹غمش جا در دلم تنها ندارد
  5. شمارهٔ ۸۰به دل هر کس غم جانان ندارد
  6. شمارهٔ ۸۱مرا دیوانه آن جانانه دارد
  7. شمارهٔ ۸۲به عالم شادمان رندی زید کز هر غمی خندد
  8. شمارهٔ ۸۳مرا خاطر از آن بی غم نباشد
همه‌ی غزلیات ←

رفیق اصفهانی درباره‌ی رفیق اصفهانی

محمدحسین معروف به ملا حسین اصفهانی متخلص به رفیق در سال ۱۱۵۰ هجری قمری در اصفهان زاده شد. پدرش سبزی‌فروش بود. وی در اصفهان تحصیلات خود را آغاز نمود و در ادبیات برجسته شد. او در انجمن ادبی مشتاق اصفهانی شرکت داشت و از شاگردان او بود. وی در سال ۱۲۱۲ هجری قمری در اصفهان درگذشت و در نجف به خاک سپرده شد. نظمی تبریزی ماده ت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.