پرش به محتوای اصلی
رفیق اصفهانی رفیق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۷۹

غمش جا در دلم تنها ندارد

به یکدل نیست کان غم جا ندارد

فغان کان شوخ بی پروا ز جوری

کشد وز کشتنم پروا ندارد

ز افغانم خبر پنداریش نیست

ز آه من حذر گویا ندارد

گرفتم من ندارد فکر امروز

چرا اندیشه ی فردا ندارد

بسی دیوانه دارد آن پری لیک

چو من دیوانه ای رسوا ندارد

به من آن بی وفا گوید که دارم

سر مهر و وفا، اما ندارد

رفیق از درد او می میرد اما

خبر دارد ز حالش یا ندارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۱مرا دیوانه آن جانانه دارد
  2. شمارهٔ ۸۲به عالم شادمان رندی زید کز هر غمی خندد
  3. شمارهٔ ۸۳مرا خاطر از آن بی غم نباشد
  4. شمارهٔ ۸۴از برم ای نگار حور نژاد
  5. شمارهٔ ۸۵تا کی ای زیبا صنم تا چند ای حوری نژاد
  6. شمارهٔ ۸۶مرا به باده کشی کاش آنکه عیب کند
  7. شمارهٔ ۸۷هر که یک لحظه حدیث غم من گوش کند
  8. شمارهٔ ۸۸نمی خواهی دلم چون شاد [و] می خواهی غمین باشد
همه‌ی غزلیات ←

رفیق اصفهانی درباره‌ی رفیق اصفهانی

محمدحسین معروف به ملا حسین اصفهانی متخلص به رفیق در سال ۱۱۵۰ هجری قمری در اصفهان زاده شد. پدرش سبزی‌فروش بود. وی در اصفهان تحصیلات خود را آغاز نمود و در ادبیات برجسته شد. او در انجمن ادبی مشتاق اصفهانی شرکت داشت و از شاگردان او بود. وی در سال ۱۲۱۲ هجری قمری در اصفهان درگذشت و در نجف به خاک سپرده شد. نظمی تبریزی ماده ت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.