پرش به محتوای اصلی
رفیق اصفهانی رفیق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۸۵

تا کی ای زیبا صنم تا چند ای حوری نژاد

من ز هجران تو غمگین غیر از وصل تو شاد

جر جفا با من زمانی، جز وفا با تو دمی

نه ترا آید به خاطر نه مرا آید به یاد

از وفا گر خواهیم یار از جفا گردانیم

گردن تسلیم دارم در کمند انقیاد

روز از اشک پیاپی شب ز آه دم بدم

خاروش بر روی آبم کاه سان بر روی باد

از وفای من نگشت ای بی وفا کین تو کم

از جفای تو ولیکن گشت مهر من زیاد

سایه ی سروت مبادا از سر من کم، که هست

هم نهال آرزوی ما و هم نخل مراد

گرچه بر جان رفیق از تست هر ساعت غمی

بر دلت یارب زمانی از غم او غم مباد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۷هر که یک لحظه حدیث غم من گوش کند
  2. شمارهٔ ۸۸نمی خواهی دلم چون شاد [و] می خواهی غمین باشد
  3. شمارهٔ ۸۹زین پریشانان مکش دامن که حیران تواند
  4. شمارهٔ ۹۰ترک تو چون ز دل کسی ای دلستان کند
  5. شمارهٔ ۹۱دلش دادم که با او همدم و هم خانه خواهم شد
  6. شمارهٔ ۹۲گر چرخ فلک با همه کس جور و جفا کرد
  7. شمارهٔ ۹۳خوش آنکه شب غمم سر آید
  8. شمارهٔ ۹۴فغان که مدعیان از منت جدا کردند
همه‌ی غزلیات ←

رفیق اصفهانی درباره‌ی رفیق اصفهانی

محمدحسین معروف به ملا حسین اصفهانی متخلص به رفیق در سال ۱۱۵۰ هجری قمری در اصفهان زاده شد. پدرش سبزی‌فروش بود. وی در اصفهان تحصیلات خود را آغاز نمود و در ادبیات برجسته شد. او در انجمن ادبی مشتاق اصفهانی شرکت داشت و از شاگردان او بود. وی در سال ۱۲۱۲ هجری قمری در اصفهان درگذشت و در نجف به خاک سپرده شد. نظمی تبریزی ماده ت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.