پرش به محتوای اصلی
رفیق اصفهانی رفیق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۸۹

زین پریشانان مکش دامن که حیران تواند

کاین پریشان خاطران، خاطر پریشان تواند

هر طرف شاهی و هر سو عالمی حیران تو

از نگاه فتنه جو وز چشم فتان تواند

همچو من در خاک و خون افتاده هر جانب بسی

از خدنگ غمزه و از تیغ مژگان تواند

من نه تنها کشته ی ناز توام کز عاشقان

عالمی چون من به تیغ غمزه قربان تواند

چون دهی جلوه سمند ناز خلقی هر طرف

کشته ی ناز تو و قربان جولان تواند

آنچه گویی آنچه فرمایی به جان و دل همه

بنده ی حکم تو و محکوم فرمان تواند

نکته سنجان گلستان صفائی چون رفیق

بلبلان باغ و مرغان گلستان تواند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۱دلش دادم که با او همدم و هم خانه خواهم شد
  2. شمارهٔ ۹۲گر چرخ فلک با همه کس جور و جفا کرد
  3. شمارهٔ ۹۳خوش آنکه شب غمم سر آید
  4. شمارهٔ ۹۴فغان که مدعیان از منت جدا کردند
  5. شمارهٔ ۹۵دلم به وصل تو روزی که شادمان باشد
  6. شمارهٔ ۹۶کی جز تو در دل من دلدار دیگر آید
  7. شمارهٔ ۹۷غنچه و سرو کار آن قد و دهن نمی کند
  8. شمارهٔ ۹۸ز کوی یار به من زان خبر نمی آید
همه‌ی غزلیات ←

رفیق اصفهانی درباره‌ی رفیق اصفهانی

محمدحسین معروف به ملا حسین اصفهانی متخلص به رفیق در سال ۱۱۵۰ هجری قمری در اصفهان زاده شد. پدرش سبزی‌فروش بود. وی در اصفهان تحصیلات خود را آغاز نمود و در ادبیات برجسته شد. او در انجمن ادبی مشتاق اصفهانی شرکت داشت و از شاگردان او بود. وی در سال ۱۲۱۲ هجری قمری در اصفهان درگذشت و در نجف به خاک سپرده شد. نظمی تبریزی ماده ت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.