پرش به محتوای اصلی
رفیق اصفهانی رفیق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۹۵

دلم به وصل تو روزی که شادمان باشد

به روزگار مرا روز خوش همان باشد

به خاک پای تو جانا قسم که در پایت

کنم نثار گرم صد هزار جان باشد

دل من از غم تو تا به کی بود غمگین

دل رقیب ز تو چند شادمان باشد

روا مدار ازین بیش و بیش ازین مپسند

که عاشق از تو چنین، بلهوس چنان باشد

گلی چو آن گل عارض مهی چو آن مه رخ

نه بر زمین بود و نه بر آسمان باشد

بود چو دشمن یاران، رفیق یار آن به

که یار من نبود یار دیگران باشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۷غنچه و سرو کار آن قد و دهن نمی کند
  2. شمارهٔ ۹۸ز کوی یار به من زان خبر نمی آید
  3. شمارهٔ ۹۹آنچنان از تب عشق تو تنم می‌سوزد
  4. شمارهٔ ۱۰۰خوشا کسی که کباب و شراب با تو خورد
  5. شمارهٔ ۱۰۱آن جفا پیشه که منعش ز جفا نتوان کرد
  6. شمارهٔ ۱۰۲نه مهر، خوبی روی ترا نه مه دارد
  7. شمارهٔ ۱۰۳مگر از سینه ی من دل برآید
  8. شمارهٔ ۱۰۴دانی که از هجران تو بر ما چه شب‌ها بگذرد
همه‌ی غزلیات ←

رفیق اصفهانی درباره‌ی رفیق اصفهانی

محمدحسین معروف به ملا حسین اصفهانی متخلص به رفیق در سال ۱۱۵۰ هجری قمری در اصفهان زاده شد. پدرش سبزی‌فروش بود. وی در اصفهان تحصیلات خود را آغاز نمود و در ادبیات برجسته شد. او در انجمن ادبی مشتاق اصفهانی شرکت داشت و از شاگردان او بود. وی در سال ۱۲۱۲ هجری قمری در اصفهان درگذشت و در نجف به خاک سپرده شد. نظمی تبریزی ماده ت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.