پرش به محتوای اصلی
رفیق اصفهانی رفیق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۲

نه مهر، خوبی روی ترا نه مه دارد

خدا ز چشم بدت ای پسر نگه دارد

ترا ز ده نگذشته است سال و مهر رخت

هزار طعنه به ماه چهارده دارد

کجا روم چکنم حال دل کرا گویم

نه رند میکده نه شیخ خانقه دارد

نیاز و عجز من ناتوان چه خواهد کرد

باین غرور که آن ترک کج کله دارد

بطرف رخ منه آن زلف را چنین زنهار

که روز روشن عشاق را سیه دارد

بود به کیش تو گر دوستی گناه رفیق

یقین که از همه کس بیشتر گنه دارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۴دانی که از هجران تو بر ما چه شب‌ها بگذرد
  2. شمارهٔ ۱۰۵مرا با یار خود ای کاش بگذارند و کار خود
  3. شمارهٔ ۱۰۶گر ناله ی زارم اثری داشته باشد
  4. شمارهٔ ۱۰۷چند روزی از سر کویت سفر خواهیم کرد
  5. شمارهٔ ۱۰۸به من هر روز آن پیمان گسل پیمان از آن بندد
  6. شمارهٔ ۱۰۹سوی آن کز تو دلش خوش به نگاهی باشد
  7. شمارهٔ ۱۱۰عاشق یاری جفا بسیار می‌باید کشید
  8. شمارهٔ ۱۱۱کی به من رحم دگر خواهی کرد
همه‌ی غزلیات ←

رفیق اصفهانی درباره‌ی رفیق اصفهانی

محمدحسین معروف به ملا حسین اصفهانی متخلص به رفیق در سال ۱۱۵۰ هجری قمری در اصفهان زاده شد. پدرش سبزی‌فروش بود. وی در اصفهان تحصیلات خود را آغاز نمود و در ادبیات برجسته شد. او در انجمن ادبی مشتاق اصفهانی شرکت داشت و از شاگردان او بود. وی در سال ۱۲۱۲ هجری قمری در اصفهان درگذشت و در نجف به خاک سپرده شد. نظمی تبریزی ماده ت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.