پرش به محتوای اصلی
رفیق اصفهانی رفیق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۴

دانی که از هجران تو بر ما چه شب‌ها بگذرد

یک شب ز هجر چون تویی گر بر تو چون ما بگذرد

هر جا که روزی دیده ام کان سرو بالا بگذرد

هر روز آنجا بگذرم شاید که آنجا بگذرد

هر روز و هر شب بگذرم تنها به کوی او که او

شاید که روزی یا شبی زان راه تنها بگذرد

او نگذرد سوی من و هر روز من در راه او

کامروز سوی من اگر نگذشت فردا بگذرد

ناصح ز کوی آن پسر منعم تواند کرد اگر

او را فتد روزی گذر آنجا وز آنجا بگذرد

از سختی جان کندنم آگه کنید آن شوخ را

طفلست شاید بر سرم بهر تماشا بگذرد

درمان دردم کن کنون ورنه پشیمان می شوی

وقتی که بیمار تو را کار از مداوا بگذرد

با ما بساز ای بی وفا روز و شبی کز بعد ما

بسیار آید روزها، بسیار شب‌ها بگذرد

نالد چو قمری هر طرف مرغ دلم از شوق او

دامن کشان هر جا رفیق آن سرو رعنا بگذرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۶گر ناله ی زارم اثری داشته باشد
  2. شمارهٔ ۱۰۷چند روزی از سر کویت سفر خواهیم کرد
  3. شمارهٔ ۱۰۸به من هر روز آن پیمان گسل پیمان از آن بندد
  4. شمارهٔ ۱۰۹سوی آن کز تو دلش خوش به نگاهی باشد
  5. شمارهٔ ۱۱۰عاشق یاری جفا بسیار می‌باید کشید
  6. شمارهٔ ۱۱۱کی به من رحم دگر خواهی کرد
  7. شمارهٔ ۱۱۲بینم اگر به جز تو زیانم بدیده باد
  8. شمارهٔ ۱۱۳شوخی که آشنا بکسی غیر ما نبود
همه‌ی غزلیات ←

رفیق اصفهانی درباره‌ی رفیق اصفهانی

محمدحسین معروف به ملا حسین اصفهانی متخلص به رفیق در سال ۱۱۵۰ هجری قمری در اصفهان زاده شد. پدرش سبزی‌فروش بود. وی در اصفهان تحصیلات خود را آغاز نمود و در ادبیات برجسته شد. او در انجمن ادبی مشتاق اصفهانی شرکت داشت و از شاگردان او بود. وی در سال ۱۲۱۲ هجری قمری در اصفهان درگذشت و در نجف به خاک سپرده شد. نظمی تبریزی ماده ت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.