پرش به محتوای اصلی
رفیق اصفهانی رفیق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۷

چند روزی از سر کویت سفر خواهیم کرد

چندی از کوی تو رفع دردسر خواهیم کرد

جای نان اندر بغل خواهیم لخت دل نهاد

جای آب اندر سبو خون جگر خواهیم کرد

هر کجا سنگی به دست افتد بدل خواهیم کوفت

هر کجا خاکی بچشم آید به سر خواهیم کرد

بی تو گر روزی به صد حسرت به سر خواهیم برد

خلق را بیدار از آه بی اثر خواهیم کرد

گر به گلشن بی گل رویت قدم خواهم نهاد

در چمن بی قد سروت گر گذر خواهیم کرد

همچو بلبل ناله در هر گام برخواهیم داشت

همچو قمری نوحه ای هر لحظه سر خواهیم کرد

اینقدر زین غصه خاک غم بر سر خواهیم ریخت

کز ته آن سر به روز محشر برخواهیم کرد

از فغان هر کس که منع ما کند بی او رفیق

ما به رغمش بیشتر از پیشتر خواهیم کرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۹سوی آن کز تو دلش خوش به نگاهی باشد
  2. شمارهٔ ۱۱۰عاشق یاری جفا بسیار می‌باید کشید
  3. شمارهٔ ۱۱۱کی به من رحم دگر خواهی کرد
  4. شمارهٔ ۱۱۲بینم اگر به جز تو زیانم بدیده باد
  5. شمارهٔ ۱۱۳شوخی که آشنا بکسی غیر ما نبود
  6. شمارهٔ ۱۱۴نکویان را وفا آئین پسندند
  7. شمارهٔ ۱۱۵دلم با ناتوانی پاس چشم یار هم دارد
  8. شمارهٔ ۱۱۶ای کرده ز خود بی خبرت یاد خداداد
همه‌ی غزلیات ←

رفیق اصفهانی درباره‌ی رفیق اصفهانی

محمدحسین معروف به ملا حسین اصفهانی متخلص به رفیق در سال ۱۱۵۰ هجری قمری در اصفهان زاده شد. پدرش سبزی‌فروش بود. وی در اصفهان تحصیلات خود را آغاز نمود و در ادبیات برجسته شد. او در انجمن ادبی مشتاق اصفهانی شرکت داشت و از شاگردان او بود. وی در سال ۱۲۱۲ هجری قمری در اصفهان درگذشت و در نجف به خاک سپرده شد. نظمی تبریزی ماده ت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.