پرش به محتوای اصلی
رفیق اصفهانی رفیق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۶

ای کرده ز خود بی خبرت یاد خداداد

غافل مشو از حسن خداداد خداداد

گر پر شود از لیلی و شیرین همه عالم

مجنون خدا دادم و فرهاد خداداد

آموخت به طفلی چه قدر شیوه ندیدم

استاد به استادی استاد خداداد

خواهم همه با خود ستم او که نیابد

جز من دگری لذت بیداد خداداد

اول قدم از پا فکند سرو روان را

مستانه خرامیدن شمشاد خداداد

آمد به لبم ارچه رفیق از غم او جان

یارب نرسد غم به دل شاد خداداد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۸هرگز به دلم یاد تو ای ماه نیامد
  2. شمارهٔ ۱۱۹کو عاشق آزاری چو او تا عاشق زارش کند
  3. شمارهٔ ۱۲۰گفتم آن لعل لب از شیره جان ساخته‌اند
  4. شمارهٔ ۱۲۱این ماه که جا به بام دارد
  5. شمارهٔ ۱۲۲نه ضعف تن ز جانم سیر دارد
  6. شمارهٔ ۱۲۳لعل جانان یارب از جان ساختند
  7. شمارهٔ ۱۲۴گر نسوزد دل دلدار به من جا دارد
  8. شمارهٔ ۱۲۵گر چنین دلبر من آفت جان خواهد شد
همه‌ی غزلیات ←

رفیق اصفهانی درباره‌ی رفیق اصفهانی

محمدحسین معروف به ملا حسین اصفهانی متخلص به رفیق در سال ۱۱۵۰ هجری قمری در اصفهان زاده شد. پدرش سبزی‌فروش بود. وی در اصفهان تحصیلات خود را آغاز نمود و در ادبیات برجسته شد. او در انجمن ادبی مشتاق اصفهانی شرکت داشت و از شاگردان او بود. وی در سال ۱۲۱۲ هجری قمری در اصفهان درگذشت و در نجف به خاک سپرده شد. نظمی تبریزی ماده ت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.