پرش به محتوای اصلی
رفیق اصفهانی رفیق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۸

هرگز به دلم یاد تو ای ماه نیامد

کز دل به لبم ناله ی جانکاه نیامد

در خانه ام آن ماه نیامد عجبی نیست

در خانه ی درویش اگر شاه نیامد

بر هر سر راهی که مرا دید از آن پس

بار دگر آن شوخ از آن راه نیامد

گاهی بر من آمدی آن ماه ولی غیر

تا کرد ز حال منش آگاه نیامد

نشیند کسی ناله ی زارم شب هجران

کز ناله‌ی جان سوز منش آه نیامد

دیگر چه به او نامه فرستم که فرستاد

صد نامه که می آیم و آن گاه نیامد

گم گشت رفیق ار به ره عشق عجب نیست

هر کس به سفر رفت از این راه نیامد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۰گفتم آن لعل لب از شیره جان ساخته‌اند
  2. شمارهٔ ۱۲۱این ماه که جا به بام دارد
  3. شمارهٔ ۱۲۲نه ضعف تن ز جانم سیر دارد
  4. شمارهٔ ۱۲۳لعل جانان یارب از جان ساختند
  5. شمارهٔ ۱۲۴گر نسوزد دل دلدار به من جا دارد
  6. شمارهٔ ۱۲۵گر چنین دلبر من آفت جان خواهد شد
  7. شمارهٔ ۱۲۶هر که را یاد تو در دل نفسی می آید
  8. شمارهٔ ۱۲۷گر جهان از ماه تا ماهی از آن من شود
همه‌ی غزلیات ←

رفیق اصفهانی درباره‌ی رفیق اصفهانی

محمدحسین معروف به ملا حسین اصفهانی متخلص به رفیق در سال ۱۱۵۰ هجری قمری در اصفهان زاده شد. پدرش سبزی‌فروش بود. وی در اصفهان تحصیلات خود را آغاز نمود و در ادبیات برجسته شد. او در انجمن ادبی مشتاق اصفهانی شرکت داشت و از شاگردان او بود. وی در سال ۱۲۱۲ هجری قمری در اصفهان درگذشت و در نجف به خاک سپرده شد. نظمی تبریزی ماده ت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.