پرش به محتوای اصلی
رفیق اصفهانی رفیق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۰

عاشق یاری جفا بسیار می‌باید کشید

جور اغیار و جفای یار می‌باید کشید

تا میسر گرددت روزی مگر دیدار دوست

روزگاری حسرت دیدار می‌یابد کشید

زحمت اغیار می‌باید کشید از بهر یار

طالب گل را جفای خار می‌باید کشید

عاشقان را از برای عزت کم از حبیب

از رقیبان خواری بسیار می‌باید کشید

هر زمان بر چهره، خون دیده می‌باید فشاند

هردم از دل ناله‌های زار می‌باید کشید

قصه عشق و جنون خوش نیست در خلوت رفیق

رخت خود را بر سر بازار می‌باید کشید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۲بینم اگر به جز تو زیانم بدیده باد
  2. شمارهٔ ۱۱۳شوخی که آشنا بکسی غیر ما نبود
  3. شمارهٔ ۱۱۴نکویان را وفا آئین پسندند
  4. شمارهٔ ۱۱۵دلم با ناتوانی پاس چشم یار هم دارد
  5. شمارهٔ ۱۱۶ای کرده ز خود بی خبرت یاد خداداد
  6. شمارهٔ ۱۱۷به رهی چو پادشاهان گذر آن پسر ندارد
  7. شمارهٔ ۱۱۸هرگز به دلم یاد تو ای ماه نیامد
  8. شمارهٔ ۱۱۹کو عاشق آزاری چو او تا عاشق زارش کند
همه‌ی غزلیات ←

رفیق اصفهانی درباره‌ی رفیق اصفهانی

محمدحسین معروف به ملا حسین اصفهانی متخلص به رفیق در سال ۱۱۵۰ هجری قمری در اصفهان زاده شد. پدرش سبزی‌فروش بود. وی در اصفهان تحصیلات خود را آغاز نمود و در ادبیات برجسته شد. او در انجمن ادبی مشتاق اصفهانی شرکت داشت و از شاگردان او بود. وی در سال ۱۲۱۲ هجری قمری در اصفهان درگذشت و در نجف به خاک سپرده شد. نظمی تبریزی ماده ت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.