پرش به محتوای اصلی
رفیق اصفهانی رفیق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۱

کی به من رحم دگر خواهی کرد

وقت رحم است اگر خواهی کرد

دلم از حسرت لعلت خون شد

تا کیم خون به جگر خواهی کرد

وه چه فرخنده شبی خواهد بود

که به من نیز نظر خواهی کرد

سوی هر کس نگری دارم چشم

با من آن شب که سحر خواهی کرد

بر گمان از تو جفا چند کشم

که وفا نیز مگر خواهی کرد

چه ضرر این که به هیچم نخری

غایتش هیچ ضرر خواهی کرد

روزگاریست که می نالم کی

آخر ای ناله اثر خواهی کرد

گر نخواهی ز غمش مرد رفیق

صبر بر غم چه قدر خواهی کرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۳شوخی که آشنا بکسی غیر ما نبود
  2. شمارهٔ ۱۱۴نکویان را وفا آئین پسندند
  3. شمارهٔ ۱۱۵دلم با ناتوانی پاس چشم یار هم دارد
  4. شمارهٔ ۱۱۶ای کرده ز خود بی خبرت یاد خداداد
  5. شمارهٔ ۱۱۷به رهی چو پادشاهان گذر آن پسر ندارد
  6. شمارهٔ ۱۱۸هرگز به دلم یاد تو ای ماه نیامد
  7. شمارهٔ ۱۱۹کو عاشق آزاری چو او تا عاشق زارش کند
  8. شمارهٔ ۱۲۰گفتم آن لعل لب از شیره جان ساخته‌اند
همه‌ی غزلیات ←

رفیق اصفهانی درباره‌ی رفیق اصفهانی

محمدحسین معروف به ملا حسین اصفهانی متخلص به رفیق در سال ۱۱۵۰ هجری قمری در اصفهان زاده شد. پدرش سبزی‌فروش بود. وی در اصفهان تحصیلات خود را آغاز نمود و در ادبیات برجسته شد. او در انجمن ادبی مشتاق اصفهانی شرکت داشت و از شاگردان او بود. وی در سال ۱۲۱۲ هجری قمری در اصفهان درگذشت و در نجف به خاک سپرده شد. نظمی تبریزی ماده ت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.