پرش به محتوای اصلی
رفیق اصفهانی رفیق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۲

بینم اگر به جز تو زیانم بدیده باد

گویم اگر بجز تو زبانم بریده باد

گر جز به دام زلف تو گیرد دلم قرار

از دام جسم طایر روحم پریده باد

بندم اگر به دلبر دیگر بجز تو دل

خون دلم تمام ز مژگان چکیده باد

در سجده گر به پیش بتی جز تو خم شوم

در زیر بار هجر تو قدم خمیده باد

گر دامنت ز کف بگذارم به زندگی

از دست مرگ حبیب حیاتم دریده باد

باشد اگر نه خرمیش از غمت دلم

از خرمی رمیده به غم آرمیده باد

پوشم ز سیب غبغب او چشم اگر رفیق

چون نار دل مرا به کف غم کفیده باد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۴نکویان را وفا آئین پسندند
  2. شمارهٔ ۱۱۵دلم با ناتوانی پاس چشم یار هم دارد
  3. شمارهٔ ۱۱۶ای کرده ز خود بی خبرت یاد خداداد
  4. شمارهٔ ۱۱۷به رهی چو پادشاهان گذر آن پسر ندارد
  5. شمارهٔ ۱۱۸هرگز به دلم یاد تو ای ماه نیامد
  6. شمارهٔ ۱۱۹کو عاشق آزاری چو او تا عاشق زارش کند
  7. شمارهٔ ۱۲۰گفتم آن لعل لب از شیره جان ساخته‌اند
  8. شمارهٔ ۱۲۱این ماه که جا به بام دارد
همه‌ی غزلیات ←

رفیق اصفهانی درباره‌ی رفیق اصفهانی

محمدحسین معروف به ملا حسین اصفهانی متخلص به رفیق در سال ۱۱۵۰ هجری قمری در اصفهان زاده شد. پدرش سبزی‌فروش بود. وی در اصفهان تحصیلات خود را آغاز نمود و در ادبیات برجسته شد. او در انجمن ادبی مشتاق اصفهانی شرکت داشت و از شاگردان او بود. وی در سال ۱۲۱۲ هجری قمری در اصفهان درگذشت و در نجف به خاک سپرده شد. نظمی تبریزی ماده ت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.