پرش به محتوای اصلی
رفیق اصفهانی رفیق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۶

گر ناله ی زارم اثری داشته باشد

شام شب تارم سحری داشته باشد

جایی نکند غیر سر کوی تو پرواز

گر مرغ دلم بال و پری داشته باشد

گر داد ز من داشته باشد عجبی نیست

هر کس چو تو بیدادگری داشته باشد

ای محرم خلوت مکنش منع غریبی

گر دیده به دیوار و دری داشته باشد

باشد به منش لطفی و ترسم که مبادا

این لطف نهان با دگری داشته باشد

در رهگذر او بسپارید به خاکم

تا بر سر خاکم گذری داشته باشد

آن کز خبرش حال رفیق است پریشان

ای کاش ز حالش خبری داشته باشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۸به من هر روز آن پیمان گسل پیمان از آن بندد
  2. شمارهٔ ۱۰۹سوی آن کز تو دلش خوش به نگاهی باشد
  3. شمارهٔ ۱۱۰عاشق یاری جفا بسیار می‌باید کشید
  4. شمارهٔ ۱۱۱کی به من رحم دگر خواهی کرد
  5. شمارهٔ ۱۱۲بینم اگر به جز تو زیانم بدیده باد
  6. شمارهٔ ۱۱۳شوخی که آشنا بکسی غیر ما نبود
  7. شمارهٔ ۱۱۴نکویان را وفا آئین پسندند
  8. شمارهٔ ۱۱۵دلم با ناتوانی پاس چشم یار هم دارد
همه‌ی غزلیات ←

رفیق اصفهانی درباره‌ی رفیق اصفهانی

محمدحسین معروف به ملا حسین اصفهانی متخلص به رفیق در سال ۱۱۵۰ هجری قمری در اصفهان زاده شد. پدرش سبزی‌فروش بود. وی در اصفهان تحصیلات خود را آغاز نمود و در ادبیات برجسته شد. او در انجمن ادبی مشتاق اصفهانی شرکت داشت و از شاگردان او بود. وی در سال ۱۲۱۲ هجری قمری در اصفهان درگذشت و در نجف به خاک سپرده شد. نظمی تبریزی ماده ت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.