پرش به محتوای اصلی
رفیق اصفهانی رفیق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۹۴

فغان که مدعیان از منت جدا کردند

مرا به درد جدائیت مبتلا کردند

به درد مردم و آن کافران سنگین دل

نه رحم بر من و نه شرم از خدا کردند

چو آخرم ز تو می ساختند بیگانه

چرا نخست مرا با تو آشنا کردند

مباد دیدن رویت نصیب آنکس را

که از نظاره ی روی تو منع ما کردند

زسست مهری مه طلعتان فغان کاین قوم

به کس نه مهر نمودند و نه وفا کردند

شهید عشق نخوانند آن شهیدان را

که زیر تیغ ستم فکر خونبها کردند

غریب نیست نکردند رحم اگر به رفیق

ازان گروه که کردند جور تا کردند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۶کی جز تو در دل من دلدار دیگر آید
  2. شمارهٔ ۹۷غنچه و سرو کار آن قد و دهن نمی کند
  3. شمارهٔ ۹۸ز کوی یار به من زان خبر نمی آید
  4. شمارهٔ ۹۹آنچنان از تب عشق تو تنم می‌سوزد
  5. شمارهٔ ۱۰۰خوشا کسی که کباب و شراب با تو خورد
  6. شمارهٔ ۱۰۱آن جفا پیشه که منعش ز جفا نتوان کرد
  7. شمارهٔ ۱۰۲نه مهر، خوبی روی ترا نه مه دارد
  8. شمارهٔ ۱۰۳مگر از سینه ی من دل برآید
همه‌ی غزلیات ←

رفیق اصفهانی درباره‌ی رفیق اصفهانی

محمدحسین معروف به ملا حسین اصفهانی متخلص به رفیق در سال ۱۱۵۰ هجری قمری در اصفهان زاده شد. پدرش سبزی‌فروش بود. وی در اصفهان تحصیلات خود را آغاز نمود و در ادبیات برجسته شد. او در انجمن ادبی مشتاق اصفهانی شرکت داشت و از شاگردان او بود. وی در سال ۱۲۱۲ هجری قمری در اصفهان درگذشت و در نجف به خاک سپرده شد. نظمی تبریزی ماده ت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.