پرش به محتوای اصلی
رفیق اصفهانی رفیق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۰

خوشا کسی که کباب و شراب با تو خورد

شراب با تو بنوشد کباب با تو خورد

شود به ذائقه چون شهد ناب شیرینش

اگر کسی به مثل زهر ناب با تو خورد

به روز محشر ز مستی مگر شود بیدار

شبی شراب کسی گر بخواب با تو خورد

تمام عمر خورد بی تو خون دل روزی

به عمر خویش هر آنکو شراب با تو خورد

شراب با تو خورد چند مدعی یارب

دگر محال نیابد که آب با تو خورد

تو آن نگار مسیحا دمی که می خواهد

مسیح از قدح آفتاب با تو خورد

ز هول روز حسابش بود رفیق چه باک

اگر شبی قدح بی حساب با تو خورد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۲نه مهر، خوبی روی ترا نه مه دارد
  2. شمارهٔ ۱۰۳مگر از سینه ی من دل برآید
  3. شمارهٔ ۱۰۴دانی که از هجران تو بر ما چه شب‌ها بگذرد
  4. شمارهٔ ۱۰۵مرا با یار خود ای کاش بگذارند و کار خود
  5. شمارهٔ ۱۰۶گر ناله ی زارم اثری داشته باشد
  6. شمارهٔ ۱۰۷چند روزی از سر کویت سفر خواهیم کرد
  7. شمارهٔ ۱۰۸به من هر روز آن پیمان گسل پیمان از آن بندد
  8. شمارهٔ ۱۰۹سوی آن کز تو دلش خوش به نگاهی باشد
همه‌ی غزلیات ←

رفیق اصفهانی درباره‌ی رفیق اصفهانی

محمدحسین معروف به ملا حسین اصفهانی متخلص به رفیق در سال ۱۱۵۰ هجری قمری در اصفهان زاده شد. پدرش سبزی‌فروش بود. وی در اصفهان تحصیلات خود را آغاز نمود و در ادبیات برجسته شد. او در انجمن ادبی مشتاق اصفهانی شرکت داشت و از شاگردان او بود. وی در سال ۱۲۱۲ هجری قمری در اصفهان درگذشت و در نجف به خاک سپرده شد. نظمی تبریزی ماده ت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.