پرش به محتوای اصلی
رفیق اصفهانی رفیق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۹۸

ز کوی یار به من زان خبر نمی آید

که هر که می رود آنجا دگر نمی آید

مده به روز دگر وعده ی وصال و مرو

که بی تو صبر ز من این قدر نمی آید

به کار عاشقی ای عیب جو مکن عیبم

که غیر از این هنر از من هنر نمی آید

فغان ز سختی آن دل که نرم کردن آن

ز ناله ی شب و آه سحر نمی آید

به این جمال کسی را که در نظر آیی

جمال مهر و مهش در نظر نمی آید

در این چمن منم آن باغبان که پروردم

هزار نخل و یکی زان به بر نمی آید

نمی شود ز تو کام دلش روا اما

رفیق با دل خودکام برنمی آید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۰خوشا کسی که کباب و شراب با تو خورد
  2. شمارهٔ ۱۰۱آن جفا پیشه که منعش ز جفا نتوان کرد
  3. شمارهٔ ۱۰۲نه مهر، خوبی روی ترا نه مه دارد
  4. شمارهٔ ۱۰۳مگر از سینه ی من دل برآید
  5. شمارهٔ ۱۰۴دانی که از هجران تو بر ما چه شب‌ها بگذرد
  6. شمارهٔ ۱۰۵مرا با یار خود ای کاش بگذارند و کار خود
  7. شمارهٔ ۱۰۶گر ناله ی زارم اثری داشته باشد
  8. شمارهٔ ۱۰۷چند روزی از سر کویت سفر خواهیم کرد
همه‌ی غزلیات ←

رفیق اصفهانی درباره‌ی رفیق اصفهانی

محمدحسین معروف به ملا حسین اصفهانی متخلص به رفیق در سال ۱۱۵۰ هجری قمری در اصفهان زاده شد. پدرش سبزی‌فروش بود. وی در اصفهان تحصیلات خود را آغاز نمود و در ادبیات برجسته شد. او در انجمن ادبی مشتاق اصفهانی شرکت داشت و از شاگردان او بود. وی در سال ۱۲۱۲ هجری قمری در اصفهان درگذشت و در نجف به خاک سپرده شد. نظمی تبریزی ماده ت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.