پرش به محتوای اصلی
رفیق اصفهانی رفیق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۹۷

غنچه و سرو کار آن قد و دهن نمی کند

سرو نمی خرامد و غنچه سخن نمی کند

بیش ز من به یار نو مهر کند که از وفا

یار نو آنچه می کند یار کهن نمی کند

دعوی دوستی به من دارد و می کشد مرا

می کند آنچه او به من دشمن من نمی کند

به بودم ز جان بسی یاد تو کانچه یاد تو

با دل خسته می کند روح به تن نمی کند

صید ضعیفم و بود ناله نه از ضعیفیم

نالم از آن که صیدم آن صیدفکن نمی کند

ترک وطن نمی کند دل به بهشت، وین عجب

کز سوی کوی او دلم میل وطن نمی کند

گوش کند به کوی او هر که رفیق ناله ام

گوش دگر به ناله ی مرغ چمن نمی کند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۹آنچنان از تب عشق تو تنم می‌سوزد
  2. شمارهٔ ۱۰۰خوشا کسی که کباب و شراب با تو خورد
  3. شمارهٔ ۱۰۱آن جفا پیشه که منعش ز جفا نتوان کرد
  4. شمارهٔ ۱۰۲نه مهر، خوبی روی ترا نه مه دارد
  5. شمارهٔ ۱۰۳مگر از سینه ی من دل برآید
  6. شمارهٔ ۱۰۴دانی که از هجران تو بر ما چه شب‌ها بگذرد
  7. شمارهٔ ۱۰۵مرا با یار خود ای کاش بگذارند و کار خود
  8. شمارهٔ ۱۰۶گر ناله ی زارم اثری داشته باشد
همه‌ی غزلیات ←

رفیق اصفهانی درباره‌ی رفیق اصفهانی

محمدحسین معروف به ملا حسین اصفهانی متخلص به رفیق در سال ۱۱۵۰ هجری قمری در اصفهان زاده شد. پدرش سبزی‌فروش بود. وی در اصفهان تحصیلات خود را آغاز نمود و در ادبیات برجسته شد. او در انجمن ادبی مشتاق اصفهانی شرکت داشت و از شاگردان او بود. وی در سال ۱۲۱۲ هجری قمری در اصفهان درگذشت و در نجف به خاک سپرده شد. نظمی تبریزی ماده ت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.