پرش به محتوای اصلی
رفیق اصفهانی رفیق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۹۰

ترک تو چون ز دل کسی ای دلستان کند

جانی تو جان، چگونه کسی ترک جان کند

نالد به یاد سرو قد دلکشت همان

مرغ دلم بسدره اگر آشیان کند

من آدمی بجز تو ندیدم که چون پری

از خلق دل عیان برد و رخ نهان کند

با صد زبان غمت نتوان گفت پیش خلق

شرح غم تو دل به کدامین زبان کند

جان و دلست منزل و مأوای او که او

منزل به دل نماید و مأوا به جان کند

گفتی دلت چه خواهد از آن، لطف یا ستم

خواهد دلم که آنچه دلش خواهد آن کند

از پیریم چه باک که صد پیر چون مرا

پیر مغان به یک قدح می جوان کند

پیران جوان شوند به میخانه به رفیق

چندی به صدق خدمت پیر مغان کند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۲گر چرخ فلک با همه کس جور و جفا کرد
  2. شمارهٔ ۹۳خوش آنکه شب غمم سر آید
  3. شمارهٔ ۹۴فغان که مدعیان از منت جدا کردند
  4. شمارهٔ ۹۵دلم به وصل تو روزی که شادمان باشد
  5. شمارهٔ ۹۶کی جز تو در دل من دلدار دیگر آید
  6. شمارهٔ ۹۷غنچه و سرو کار آن قد و دهن نمی کند
  7. شمارهٔ ۹۸ز کوی یار به من زان خبر نمی آید
  8. شمارهٔ ۹۹آنچنان از تب عشق تو تنم می‌سوزد
همه‌ی غزلیات ←

رفیق اصفهانی درباره‌ی رفیق اصفهانی

محمدحسین معروف به ملا حسین اصفهانی متخلص به رفیق در سال ۱۱۵۰ هجری قمری در اصفهان زاده شد. پدرش سبزی‌فروش بود. وی در اصفهان تحصیلات خود را آغاز نمود و در ادبیات برجسته شد. او در انجمن ادبی مشتاق اصفهانی شرکت داشت و از شاگردان او بود. وی در سال ۱۲۱۲ هجری قمری در اصفهان درگذشت و در نجف به خاک سپرده شد. نظمی تبریزی ماده ت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.