پرش به محتوای اصلی
رفیق اصفهانی رفیق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۹۲

گر چرخ فلک با همه کس جور و جفا کرد

با هیچ کس از جور نکرد آنچه بما کرد

تا بود فلک با من غمدیده به کین بود

تا کرد جهان با من دلخسته جفا کرد

نومید مرا از در دلدار جدا ساخت

ناکام مرا از بر جانانه جدا کرد

این است اگر درد جدائی ز غمش کشت

صیاد من آن صید که از قید رها کرد

ابروی تو دل را سپر تیغ ستم ساخت

مژگان تو جان را هدف تیر بلا کرد

شاها نظری سوی گدا کن که زمانه

بسیار گدا شاه و بسی شاه گدا کرد

تا یافت رفیق از لب تو لذت دشنام

هر چند که دشنام شنید از تو دعا کرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۴فغان که مدعیان از منت جدا کردند
  2. شمارهٔ ۹۵دلم به وصل تو روزی که شادمان باشد
  3. شمارهٔ ۹۶کی جز تو در دل من دلدار دیگر آید
  4. شمارهٔ ۹۷غنچه و سرو کار آن قد و دهن نمی کند
  5. شمارهٔ ۹۸ز کوی یار به من زان خبر نمی آید
  6. شمارهٔ ۹۹آنچنان از تب عشق تو تنم می‌سوزد
  7. شمارهٔ ۱۰۰خوشا کسی که کباب و شراب با تو خورد
  8. شمارهٔ ۱۰۱آن جفا پیشه که منعش ز جفا نتوان کرد
همه‌ی غزلیات ←

رفیق اصفهانی درباره‌ی رفیق اصفهانی

محمدحسین معروف به ملا حسین اصفهانی متخلص به رفیق در سال ۱۱۵۰ هجری قمری در اصفهان زاده شد. پدرش سبزی‌فروش بود. وی در اصفهان تحصیلات خود را آغاز نمود و در ادبیات برجسته شد. او در انجمن ادبی مشتاق اصفهانی شرکت داشت و از شاگردان او بود. وی در سال ۱۲۱۲ هجری قمری در اصفهان درگذشت و در نجف به خاک سپرده شد. نظمی تبریزی ماده ت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.