پرش به محتوای اصلی
رفیق اصفهانی رفیق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۸۶

مرا به باده کشی کاش آنکه عیب کند

رود به میکده تا سیر سر غیب کند

جوان کند می گلرنگ پیر را چه عجب

از آنکه توبه ز می در زمان شیب کند

به محفلی که تو ساقی شوی نمی دانم

که اجتناب ز صهبا چسان صهیب کند

به گلشنی که گریبان جامه باز کنی

ز انفعال تو گل سر فرو بجیب کند

رفیق، شک برد از دل شراب، اهل یقین

نباشد آنکه در این نکته شک و ریب کند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۸نمی خواهی دلم چون شاد [و] می خواهی غمین باشد
  2. شمارهٔ ۸۹زین پریشانان مکش دامن که حیران تواند
  3. شمارهٔ ۹۰ترک تو چون ز دل کسی ای دلستان کند
  4. شمارهٔ ۹۱دلش دادم که با او همدم و هم خانه خواهم شد
  5. شمارهٔ ۹۲گر چرخ فلک با همه کس جور و جفا کرد
  6. شمارهٔ ۹۳خوش آنکه شب غمم سر آید
  7. شمارهٔ ۹۴فغان که مدعیان از منت جدا کردند
  8. شمارهٔ ۹۵دلم به وصل تو روزی که شادمان باشد
همه‌ی غزلیات ←

رفیق اصفهانی درباره‌ی رفیق اصفهانی

محمدحسین معروف به ملا حسین اصفهانی متخلص به رفیق در سال ۱۱۵۰ هجری قمری در اصفهان زاده شد. پدرش سبزی‌فروش بود. وی در اصفهان تحصیلات خود را آغاز نمود و در ادبیات برجسته شد. او در انجمن ادبی مشتاق اصفهانی شرکت داشت و از شاگردان او بود. وی در سال ۱۲۱۲ هجری قمری در اصفهان درگذشت و در نجف به خاک سپرده شد. نظمی تبریزی ماده ت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.