پرش به محتوای اصلی
رفیق اصفهانی رفیق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۸۷

هر که یک لحظه حدیث غم من گوش کند

هر حدیثی که شنیده است فراموش کند

که درآرد به نظر سرو چمن را دیگر

هر که نظاره ی آن سرو قباپوش کند

تا به کی دردسر عقل کنم ساقی کو

که به یک جرعه مرا بی خود و مدهوش کند

یادش آید من خون جگر نوش ای کاش

در بر غیر چو بنشیند و می نوش کند

تا به کی از توام آغوش تهی باشد و غیر

با تو ای سرو روان دست در آغوش کند

ناصحا منع من از عشق مکن کاین دم سرد

آتش من نه چراغیست که خاموش کند

دوش گفتا نکنم از تو فراموش مباد

که فراموش رفیق آن سخن دوش کند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۹زین پریشانان مکش دامن که حیران تواند
  2. شمارهٔ ۹۰ترک تو چون ز دل کسی ای دلستان کند
  3. شمارهٔ ۹۱دلش دادم که با او همدم و هم خانه خواهم شد
  4. شمارهٔ ۹۲گر چرخ فلک با همه کس جور و جفا کرد
  5. شمارهٔ ۹۳خوش آنکه شب غمم سر آید
  6. شمارهٔ ۹۴فغان که مدعیان از منت جدا کردند
  7. شمارهٔ ۹۵دلم به وصل تو روزی که شادمان باشد
  8. شمارهٔ ۹۶کی جز تو در دل من دلدار دیگر آید
همه‌ی غزلیات ←

رفیق اصفهانی درباره‌ی رفیق اصفهانی

محمدحسین معروف به ملا حسین اصفهانی متخلص به رفیق در سال ۱۱۵۰ هجری قمری در اصفهان زاده شد. پدرش سبزی‌فروش بود. وی در اصفهان تحصیلات خود را آغاز نمود و در ادبیات برجسته شد. او در انجمن ادبی مشتاق اصفهانی شرکت داشت و از شاگردان او بود. وی در سال ۱۲۱۲ هجری قمری در اصفهان درگذشت و در نجف به خاک سپرده شد. نظمی تبریزی ماده ت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.