پرش به محتوای اصلی
رفیق اصفهانی رفیق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۸۴

از برم ای نگار حور نژاد

می روی و نمی روی از یاد

بی تو ای سرو گلشن ایجاد

بی تو ای سرو بوستان مراد

شغل من نیست جز به شب ناله

کار من نیست روز جز فریاد

ای ز تو خطه ی وفا ویران

ای ز تو کشور جفا آباد

از وفا چند، از جفا تا کی

مدعی از تو شاد و من ناشاد

هست تا هست هستی من و تو

کار من عجز و کار تو بیداد

که تویی لیلی و منم مجنون

که تو شیرینی و منم فرهاد

گر بود لایق تو جان رفیق

جان من، عمر من فدای تو باد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۶مرا به باده کشی کاش آنکه عیب کند
  2. شمارهٔ ۸۷هر که یک لحظه حدیث غم من گوش کند
  3. شمارهٔ ۸۸نمی خواهی دلم چون شاد [و] می خواهی غمین باشد
  4. شمارهٔ ۸۹زین پریشانان مکش دامن که حیران تواند
  5. شمارهٔ ۹۰ترک تو چون ز دل کسی ای دلستان کند
  6. شمارهٔ ۹۱دلش دادم که با او همدم و هم خانه خواهم شد
  7. شمارهٔ ۹۲گر چرخ فلک با همه کس جور و جفا کرد
  8. شمارهٔ ۹۳خوش آنکه شب غمم سر آید
همه‌ی غزلیات ←

رفیق اصفهانی درباره‌ی رفیق اصفهانی

محمدحسین معروف به ملا حسین اصفهانی متخلص به رفیق در سال ۱۱۵۰ هجری قمری در اصفهان زاده شد. پدرش سبزی‌فروش بود. وی در اصفهان تحصیلات خود را آغاز نمود و در ادبیات برجسته شد. او در انجمن ادبی مشتاق اصفهانی شرکت داشت و از شاگردان او بود. وی در سال ۱۲۱۲ هجری قمری در اصفهان درگذشت و در نجف به خاک سپرده شد. نظمی تبریزی ماده ت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.