پرش به محتوای اصلی
رفیق اصفهانی رفیق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۸۳

مرا خاطر از آن بی غم نباشد

که بی غم خاطرم خرم نباشد

به دل دردم نباشد کم ز درمان

به جان داغم کم از مرهم نباشد

چو بستم عهد یاری با تو گفتم

که یاری چون تو در عالم نباشد

ندانستم ترا ای سست پیمان

بنای دوستی محکم نباشد

دلی پنداشتم غیر از دل من

در آن گیسوی خم در خم نباشد

چو دیدم، در همه عالم دلی نیست

که در آن طره ی درهم نباشد

رفیق و غیر، کی بود از حریمت

که آن محروم و این محرم نباشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۵تا کی ای زیبا صنم تا چند ای حوری نژاد
  2. شمارهٔ ۸۶مرا به باده کشی کاش آنکه عیب کند
  3. شمارهٔ ۸۷هر که یک لحظه حدیث غم من گوش کند
  4. شمارهٔ ۸۸نمی خواهی دلم چون شاد [و] می خواهی غمین باشد
  5. شمارهٔ ۸۹زین پریشانان مکش دامن که حیران تواند
  6. شمارهٔ ۹۰ترک تو چون ز دل کسی ای دلستان کند
  7. شمارهٔ ۹۱دلش دادم که با او همدم و هم خانه خواهم شد
  8. شمارهٔ ۹۲گر چرخ فلک با همه کس جور و جفا کرد
همه‌ی غزلیات ←

رفیق اصفهانی درباره‌ی رفیق اصفهانی

محمدحسین معروف به ملا حسین اصفهانی متخلص به رفیق در سال ۱۱۵۰ هجری قمری در اصفهان زاده شد. پدرش سبزی‌فروش بود. وی در اصفهان تحصیلات خود را آغاز نمود و در ادبیات برجسته شد. او در انجمن ادبی مشتاق اصفهانی شرکت داشت و از شاگردان او بود. وی در سال ۱۲۱۲ هجری قمری در اصفهان درگذشت و در نجف به خاک سپرده شد. نظمی تبریزی ماده ت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.