پرش به محتوای اصلی
رفیق اصفهانی رفیق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۸۲

به عالم شادمان رندی زید کز هر غمی خندد

به او گر عالمی گریند او بر عالمی خندد

خوشا رندی که بر نیک و بد عالم همی خندد

به او گر عالمی خندند او بر عالمی خندد

خوش آن بیدل که یارش گر زند زخم ار نهد مرهم

نه هرگز گرید از زخمی و نه از مرهمی خندد

برای خنده ی غیرم کند گریان ، روا باشد ؟

که از جور تو گرید محرمی نامحرمی خندد

به نوعی از غمم شاد است یار من که پیش او

چو خندم از غمی نالد ، چو گریم از غمی خندد

شود گر از غمم غمگین و شاد از شادیم از چه

چو می‌گریم نمی‌گرید چو می‌خندم نمی‌خندد

نخندد غنچه جز فصل بهاران و لب آن گل

بود آن غنچه ی خندان که در هر موسمی خندد

ز سودای پری رویی رفیق آشفته شد گویا

که چون دیوانگان دایم همی گرید، همی خندد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۴از برم ای نگار حور نژاد
  2. شمارهٔ ۸۵تا کی ای زیبا صنم تا چند ای حوری نژاد
  3. شمارهٔ ۸۶مرا به باده کشی کاش آنکه عیب کند
  4. شمارهٔ ۸۷هر که یک لحظه حدیث غم من گوش کند
  5. شمارهٔ ۸۸نمی خواهی دلم چون شاد [و] می خواهی غمین باشد
  6. شمارهٔ ۸۹زین پریشانان مکش دامن که حیران تواند
  7. شمارهٔ ۹۰ترک تو چون ز دل کسی ای دلستان کند
  8. شمارهٔ ۹۱دلش دادم که با او همدم و هم خانه خواهم شد
همه‌ی غزلیات ←

رفیق اصفهانی درباره‌ی رفیق اصفهانی

محمدحسین معروف به ملا حسین اصفهانی متخلص به رفیق در سال ۱۱۵۰ هجری قمری در اصفهان زاده شد. پدرش سبزی‌فروش بود. وی در اصفهان تحصیلات خود را آغاز نمود و در ادبیات برجسته شد. او در انجمن ادبی مشتاق اصفهانی شرکت داشت و از شاگردان او بود. وی در سال ۱۲۱۲ هجری قمری در اصفهان درگذشت و در نجف به خاک سپرده شد. نظمی تبریزی ماده ت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.