پرش به محتوای اصلی
رفیق اصفهانی رفیق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۸۰

به دل هر کس غم جانان ندارد

دلش آرام و جسمش جان ندارد

بود خوش مهر و کین از مهوشان، حیف

که این دارد مه من آن ندارد

ز تو تا صورت چین فرق اینست

که تو جان بخشی و او جان ندارد

کسی کان عارض و خط دید دیگر

سر سیر گل و ریحان ندارد

دلم آن چاشنی دارد از آن لب

که خضر از چشمه ی حیوان ندارد

طبیبا بگذر از درمان دردم

ندارد درد من درمان، ندارد

سزایش دار باشد همچو منصور

که راز عشق را پنهان ندارد

به راهش پای از سر کن که پایان

رفیق این راه بی پایان ندارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۲به عالم شادمان رندی زید کز هر غمی خندد
  2. شمارهٔ ۸۳مرا خاطر از آن بی غم نباشد
  3. شمارهٔ ۸۴از برم ای نگار حور نژاد
  4. شمارهٔ ۸۵تا کی ای زیبا صنم تا چند ای حوری نژاد
  5. شمارهٔ ۸۶مرا به باده کشی کاش آنکه عیب کند
  6. شمارهٔ ۸۷هر که یک لحظه حدیث غم من گوش کند
  7. شمارهٔ ۸۸نمی خواهی دلم چون شاد [و] می خواهی غمین باشد
  8. شمارهٔ ۸۹زین پریشانان مکش دامن که حیران تواند
همه‌ی غزلیات ←

رفیق اصفهانی درباره‌ی رفیق اصفهانی

محمدحسین معروف به ملا حسین اصفهانی متخلص به رفیق در سال ۱۱۵۰ هجری قمری در اصفهان زاده شد. پدرش سبزی‌فروش بود. وی در اصفهان تحصیلات خود را آغاز نمود و در ادبیات برجسته شد. او در انجمن ادبی مشتاق اصفهانی شرکت داشت و از شاگردان او بود. وی در سال ۱۲۱۲ هجری قمری در اصفهان درگذشت و در نجف به خاک سپرده شد. نظمی تبریزی ماده ت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.