پرش به محتوای اصلی
رفیق اصفهانی رفیق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۷۸

به من یارم سر یاری ندارد

سر یاری و دلداری ندارد

شب مستی کشد بی جرمم اما

خبر از روز هشیاری ندارد

چو دیدم اولش گفتم که دارد

وفاکاری، جفا آری ندارد

مجو کام دل خود زان دلازار

که کاری جز جفاکاری ندارد

ندانستم که دارد آن جفاکار

جفاکاری وفاداری ندارد

وفاداری چه داری از کسی چشم

که کاری جز جفاکاری ندارد

رفیق از بسکه محو اوست چشمم

خبر از خواب و بیداری ندارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۰به دل هر کس غم جانان ندارد
  2. شمارهٔ ۸۱مرا دیوانه آن جانانه دارد
  3. شمارهٔ ۸۲به عالم شادمان رندی زید کز هر غمی خندد
  4. شمارهٔ ۸۳مرا خاطر از آن بی غم نباشد
  5. شمارهٔ ۸۴از برم ای نگار حور نژاد
  6. شمارهٔ ۸۵تا کی ای زیبا صنم تا چند ای حوری نژاد
  7. شمارهٔ ۸۶مرا به باده کشی کاش آنکه عیب کند
  8. شمارهٔ ۸۷هر که یک لحظه حدیث غم من گوش کند
همه‌ی غزلیات ←

رفیق اصفهانی درباره‌ی رفیق اصفهانی

محمدحسین معروف به ملا حسین اصفهانی متخلص به رفیق در سال ۱۱۵۰ هجری قمری در اصفهان زاده شد. پدرش سبزی‌فروش بود. وی در اصفهان تحصیلات خود را آغاز نمود و در ادبیات برجسته شد. او در انجمن ادبی مشتاق اصفهانی شرکت داشت و از شاگردان او بود. وی در سال ۱۲۱۲ هجری قمری در اصفهان درگذشت و در نجف به خاک سپرده شد. نظمی تبریزی ماده ت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.