پرش به محتوای اصلی
رفیق اصفهانی رفیق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۶۹

چنان گشته کامم ز ایام تلخ

که شهدم چو زهر است در کام تلخ

چو ناکامی است این که گر کام من

بود صبح شیرین شود شام تلخ

اگر شهد نوشم شود همچو زهر

به کام من درد آشام تلخ

کند تا کند دلبرم تلخ، کام

لب شکرین را به دشنام تلخ

از آغاز شد گرچه عشاق را

می و ساغر و باده و جام تلخ

از آن ساغر و جام تا این زمان

چو من تلخکامی نشد کام تلخ

بود عشق آن به که باشد رفیق

در آغاز شیرین در انجام تلخ

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۱چه باشد گر ترا ویرانه ی من خانه ای باشد
  2. شمارهٔ ۷۲مرا در جسم تا جان آفریدند
  3. شمارهٔ ۷۳هر کس به ره وفا نشیند
  4. شمارهٔ ۷۴دلدار من به زاری اگر یار من شود
  5. شمارهٔ ۷۵با غیر یار ترسم اگر یار من شود
  6. شمارهٔ ۷۶نه خود با من جفا آن بی وفا کرد
  7. شمارهٔ ۷۷چه می در جام من پیر مغان کرد
  8. شمارهٔ ۷۸به من یارم سر یاری ندارد
همه‌ی غزلیات ←

رفیق اصفهانی درباره‌ی رفیق اصفهانی

محمدحسین معروف به ملا حسین اصفهانی متخلص به رفیق در سال ۱۱۵۰ هجری قمری در اصفهان زاده شد. پدرش سبزی‌فروش بود. وی در اصفهان تحصیلات خود را آغاز نمود و در ادبیات برجسته شد. او در انجمن ادبی مشتاق اصفهانی شرکت داشت و از شاگردان او بود. وی در سال ۱۲۱۲ هجری قمری در اصفهان درگذشت و در نجف به خاک سپرده شد. نظمی تبریزی ماده ت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.