پرش به محتوای اصلی
رفیق اصفهانی رفیق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۶۳

با کوی یار روضه ی دارالقرار چیست

دارالقرار یار به جز کوی یار چیست

شد یار من سگت به از این یار کیست یار

شد کوی تو دیارم از این به دیار چیست

روزی برای وعده خلافی نکرده شب

اورا چه آگهی که شب انتظار چیست

ای کرده با حبیب شبی روز بی رقیب

رو شکر کن شکایتت از روزگار چیست

در حیرتم که با همه پیمان شکست ما

عهد تو با رقیب چنین استوار چیست

گر نیست خار خار دل بلبلش غرض

گل را به هرزه این همه الفت به خار چیست

در زیر خاک خون دلی نیست گر به جوش

این لاله ها رفیق به خاک مزار چیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۵بیمار درد را که دوا درد دیگر است
  2. شمارهٔ ۶۶فصل گل شد، سیر باغ و بوستانم آرزوست
  3. شمارهٔ ۶۷ماهی تو و جات طرف بامت
  4. شمارهٔ ۶۸دریغ یار عزیزم که از وفا عاری است
  5. شمارهٔ ۶۹چنان گشته کامم ز ایام تلخ
  6. شمارهٔ ۷۰کی به حسن آن که پریچهره و مهوش باشد
  7. شمارهٔ ۷۱چه باشد گر ترا ویرانه ی من خانه ای باشد
  8. شمارهٔ ۷۲مرا در جسم تا جان آفریدند
همه‌ی غزلیات ←

رفیق اصفهانی درباره‌ی رفیق اصفهانی

محمدحسین معروف به ملا حسین اصفهانی متخلص به رفیق در سال ۱۱۵۰ هجری قمری در اصفهان زاده شد. پدرش سبزی‌فروش بود. وی در اصفهان تحصیلات خود را آغاز نمود و در ادبیات برجسته شد. او در انجمن ادبی مشتاق اصفهانی شرکت داشت و از شاگردان او بود. وی در سال ۱۲۱۲ هجری قمری در اصفهان درگذشت و در نجف به خاک سپرده شد. نظمی تبریزی ماده ت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.