پرش به محتوای اصلی
رفیق اصفهانی رفیق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۶۱

دیدن آن سرو نازم آرزوست

دیده ام صد بار و بازم آرزوست

قد او را گفته ام عمر دراز

از خدا عمر درازم آرزوست

پیش شمع روی او پروانه وار

عمرها سوز و گدازم آرزوست

هست نازم آرزو زان نازنین

پیش ناز او نیازم آرزوست

پیش آن محراب ابر روز و شب

گه نماز و گه نیازم آرزوست

دشمنند این دوستان با من رفیق

زین رفیقان احترازم آرزوست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۳با کوی یار روضه ی دارالقرار چیست
  2. شمارهٔ ۶۴بهر تو مرا پیشکشی جز دل و جان نیست
  3. شمارهٔ ۶۵بیمار درد را که دوا درد دیگر است
  4. شمارهٔ ۶۶فصل گل شد، سیر باغ و بوستانم آرزوست
  5. شمارهٔ ۶۷ماهی تو و جات طرف بامت
  6. شمارهٔ ۶۸دریغ یار عزیزم که از وفا عاری است
  7. شمارهٔ ۶۹چنان گشته کامم ز ایام تلخ
  8. شمارهٔ ۷۰کی به حسن آن که پریچهره و مهوش باشد
همه‌ی غزلیات ←

رفیق اصفهانی درباره‌ی رفیق اصفهانی

محمدحسین معروف به ملا حسین اصفهانی متخلص به رفیق در سال ۱۱۵۰ هجری قمری در اصفهان زاده شد. پدرش سبزی‌فروش بود. وی در اصفهان تحصیلات خود را آغاز نمود و در ادبیات برجسته شد. او در انجمن ادبی مشتاق اصفهانی شرکت داشت و از شاگردان او بود. وی در سال ۱۲۱۲ هجری قمری در اصفهان درگذشت و در نجف به خاک سپرده شد. نظمی تبریزی ماده ت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.