پرش به محتوای اصلی
رفیق اصفهانی رفیق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۵

طغیان چو کرد عشق به دل فکر خانه نیست

بلبل چو مست شد، به غم آشیانه نیست

آن مرغ را که غیر قفس آشیانه نیست

خوشتر ز آه و ناله به رود و ترانه نیست

جائی ز حسن و عشق فسون و فسانه نیست

کانجا فسانه من و تو در میانه نیست

بنمای خال و خط که پی صید مرغ دل

خوشتر ازین و بهتر از آن دام و دانه نیست

جز داستان عشق مخوان، کاهل درد را

زان خوبتر حکایت و زین به فسانه نیست

در بَر و بحر عشق منه بی دلیل پا

کانرا کناره ای نه واین را کرانه نیست

مستی بریز، خونم اگر می کشی مرا

کز بهر قتل من به ازاینت بهانه نیست

بر آستان تست نه تنها سر رفیق

سر نیست در جهان که براین آستانه نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۷نگار من عجب زیبا نگاری است
  2. شمارهٔ ۲۸نگار من چو تو زیبا نگار بسیار است
  3. شمارهٔ ۲۹مر مکش که ترا می کنند خلق ملامت
  4. شمارهٔ ۳۰تو را میخانه ای بت تا مقام است
  5. شمارهٔ ۳۱از هر رهی که دیده ام آن مه گذشته است
  6. شمارهٔ ۳۲نه ماه من ز پری رسم دلبری آموخت
  7. شمارهٔ ۳۳این چین فکنده در جبین کیست
  8. شمارهٔ ۳۴بعد عمری کاری پسر می بینمت
همه‌ی غزلیات ←

رفیق اصفهانی درباره‌ی رفیق اصفهانی

محمدحسین معروف به ملا حسین اصفهانی متخلص به رفیق در سال ۱۱۵۰ هجری قمری در اصفهان زاده شد. پدرش سبزی‌فروش بود. وی در اصفهان تحصیلات خود را آغاز نمود و در ادبیات برجسته شد. او در انجمن ادبی مشتاق اصفهانی شرکت داشت و از شاگردان او بود. وی در سال ۱۲۱۲ هجری قمری در اصفهان درگذشت و در نجف به خاک سپرده شد. نظمی تبریزی ماده ت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.